جامعه پذیری

تیم فوتبال کره جنوبی شب گذشته در برابر شاگردان کی روش با یک گل مغلوب شد تا در کنار ایران با هفت امتیاز بخت نخست صعود به جام جهانی باشند.

به گزارش فرارو، خبرگزاری های مختلف تصاویری از حواشی این دیدار منتشر کردند که در این میان عکسی از خبرگزاری موج جالب توجه است؛ تماشاگران کره ای پس از پایان بازی و در حالی که ورزشگاه آزادی را ترک می کنند اقدام به جمع آوری زباله های به جا مانده از خود می کنند.

منبع: سایت http://www.tabnak.ir

تست هوش ( 2 )

هوش خود را با اين آزمون بسنجيد


اگر دلتون می خواد که ضریب هوشی خودتونو بسنجید , به سوالاتی که در ادامه ی این مطلب وجود دارد را پاسخ دهید و خودتونو بسنجید , توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !


۱) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟

کانادا
آمریکا هیچ‌کدام

۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟

شمال
جنوب هیچ‌کدام

۳) خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز
آبی هیچ‌کدام

۴) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند. پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است. آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

آری
خیر هیچ‌کدام

۶) آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۷) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟

۱گرم
۱۰۰گرم هیچ‌کدام


۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند. جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

1 بار
8 بار هیچ‌کدام


۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۱۰) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟

دو‌شب
پنج‌شب هیچ‌کدام


۱۱) اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد. آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟

آری
خیر هیچ‌کدام


۱۵) یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

بهار
پاییز هیچ‌کدام


۱۶) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

آری
خیر هیچ‌کدام



۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری
خیر هیچ‌کدام



۱۸) اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

پر
خالی هیچ‌کدام



*

*

*

*

*

*


پاسخنامه

۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!
۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.
۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!


تفسیر آزمون

اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی‌توجهید. حواستان کجاست؟



اگر تعداد جواب‌های درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان می‌دهد که چندان به جزییات توجه نمی‌کنید. شاید دارید به مسایلی توجه می‌کنید که بقیه به آنها توجه نمی‌کنند. خدا کند این‌طور باشد!



اگر تعداد جواب‌های درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است. شما خوب به جزییات توجه می‌کنید. خدا خیرتان بدهد!



اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!

 

نظر سنجی

*** نظر سنجی ***


به گزارش «سایت خبری تابناک»، رهبر انقلاب در میان پرسش‌های ۲4 مهر ۱۳۹۱ خود، یکی از آنها را به اندازه‌ای متفاوت مطرح کردند که شاید مهمترین پرسش از آن سوال‌های فراوانی باشد که رهبری تنها برخی از آنها را مطرح کرده و آن این که


«چرا برخی سخنان و ایده‌های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می‌ماند؟»

قضاوت 2درد مشترک

درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت

بی عرضگی را صبر  و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا

می دانند.                                                     مهاتما گاندی

قضاوت

لطفا شما نظر بدهید



یک داستان واقعی

خاطره ای ازدکتر حسابی

 

دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود. من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند. از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند. نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی    می شد، که در آن آزمایشگاه به من داده بودند، این میز کشوی کوچکی داشت، از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم، و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم، و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است. فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم.چک را به او دادم، و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم.موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است، ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده، و در کشوی میز من جا مانده است، واضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشودپروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید.آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده یی چنین پاسخ داد:  بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد، نیست این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته یی ساده که متاسفانه ما در کشورمان، نسبت به آن بی توجه هستیم یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کاربودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد، که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار جذابی کنارم آمد، و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟ من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم، در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم، برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلز های معمولی خلاص می شدم، و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست او به محض شندیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنزو میله آهنی تجربیاتی داشته ام، ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیز ممکن است پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده یی کرد و اشاره کرد که همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد، و رفت. من که هنوزباورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم. در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت، که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا ، به طول 25 سانتی متر، و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما، بدست دهدبا ناباوری، ولی اشتیاق وامید به آینده یی روشن کارم شروع کردم.شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تابهترین نتایج را بدست آورم.حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده یی شده بودبعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلا خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم. به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت وبا لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟ فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، ودر جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است. خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیش تری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است.مسئولیت پس دادن این شمش با من است وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام  کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی ویا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد، مجموعه آن مراکز در کشور های پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.

دین گریزی جوانان

موضوع:

عوامل موثر بر دین گریزی جوانان دانشگاه پیام نور شهرستان سمیرم

چکیده:

 

  در این تحقیق عوامل موثر بر دین گریزی جوانان دانشگاه پیام نور شهرستان سمیرم بررسی شده است.، روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است.

  جامعه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان در حال تحصیل از سال 84 تا سال 89 دانشگاه پیام نور سمیرم  بوده است که نمونه شامل 200 نفر که 91 نفر مرد و 109 نفر زن از تمامی رشته ها انتخاب شده اند.

در این تحقیق موضوع در قالب شش فرضیه مطرح و برای آزمون آنها از آزمون اسپرمن و کندال استفاده شده است.

  نتایج تحقیق بیانگر این مطلب است که  بین میزان دین گریزی و افراط و تفریط مدعیان دین داری و عدم کیفیت آموزش در سطح عالی؛ تهاجم فرهنگی  رابطه وجود دارد و  بین میزان دین گریزی در بین متاهلین و مجردین تفاوت وجود دارد. ولی وضعیت  اقتصادی به عنوان عاملی موثر در دین گریزی منسوخ شده است.

جهت دسترسی به پایان نامه به کتابخانه دانشگاه پیام نور سمیرم مراجعه کنید

ارسال:مربی سامی

دلایل بحران هویت دختران نوجوان

موضوع:

دلایل بحران هویت دختران نوجوان 18-15 ساله در شهر سمیرم



چکیده

   در این تحقیق دلایل بحران هویت دختران نوجوان 18-15 ساله در شهر سمیرم بررسی شده است. روش تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. جامعه آماری این تحقیق 902 نفر از دانش آموزان دختر بوده و حجم نمونه 100 نفر بوده است.

در این تحقیق موضوع در قالب شش فرضیه مطرح و برای آزمون فرضیه ها از آزمون های پیرسون و اسپرمن استفاده شده است.

   نتایج تحقیق بیانگر این مطلب است که متغیرهای مستقل از قبیل مدگرایی؛ تهاجم فرهنگی؛ استفاده بی رویه از رسانه ها؛ شکاف نسلی؛ بی تفاوتی نوجوانان به نظام اجتماعی و مذهب بر متعیر وابسته، بحران هویت تاثیرگذار بوده است.


جهت دسترسی به پایان نامه به کتابخانه دانشگاه پیام نور سمیرم مراجعه کنید

ارسال:مربی سامی

گرایش دانشجویان دانشگاه پیام نور سمیرم به مطالعه کتب درسی و غیر درسی

موضوع:

بررسی میزان گرایش دانشجویان دانشگاه پیام نور سمیرم به مطالعه کتب درسی و غیر درسی


چکیده

مطالعه و کتابخوانی افراد ، به رشد فکری ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه می انجامد . کتاب که مهمترین وسیله انتقال حقایق و سخنگوی پیشینیان و کارنامه فرهنگ و معرفت بشر و اسباب فزونی دانش و ادبیات و بیان کننده تلقی ها و محرومیت ها و تلاش ها و کامیابی ها  وپیروزی رفتگان در مسایل علمی و نشانه ی تسلسل تفکرات می باشد . قرن ها نقل و انتقال و گسترش دانش ، فرهنگ ، هنر ، تعمیم آموزش و پرورش و ایجاد نزدیکی ملت ها از نقطه ای به نقطه دیگر را بر عهده داشته است و آگاهی لازم را خیلی سهل و آسان و هر وقت که انسان اراده کند در اختیارش قرار می دهد . به همین سبب است که در اسلام به حفظ و نگهداری کتاب و مطالعه ی آن تأکید فراوان شده است . ( اشرفی ریزی ، 1383 )

       امروزه يادگيري براي خواندن يك هدف آموزشي مهم تلقي مي‌شود و توانايي مطالعه ديدگان افراد را به دنياي تازه‌اي مي‌گشايد و فرصت‌هاي جديدي را براي آنان فراهم مي‌آورد. خواندن و مطالعه به ما امكان مي‌دهد كه دانش تازه‌اي را كسب كنيم و از ادبيات لذت ببريم.» ( اس . پنگ ، ترجمه احمد شریفان ، 1384، ص: 9 )

       «بسياري از صاحب‌نظران بر اين باورند كه كتابخواني و اساساً مطالعه، سير در انديشه و تفكر ديگران گشودن پنجره‌اي به دنياي ناشناخته‌هاست . كتابخواني يك فعاليت مفيد براي درك كردن، اطلاع يافتن و آگاه شدن است و انسان را در درك خود و تعيين سرنوشت خويش و جامعه‌اش دلسوزانه و فعالانه شركت مي‌دهد.» ( صافی ، 1380 ، ص : 25 )

 این تحقیق به منظور بررسی میزان گرایش دانشجویان دانشگاه پیام نور سمیرم به مطالعه کتب درسی و غیر درسی صورت گرفته است متغیر های مستقل این تحقیق شامل امکانات و منابع موجود ، سیستم آموزشی دانشگاه ، فعالیت های فوق برنامه و جنس می باشد . روش اندازه گیری  به وسیله پرسشنامه و تجزیه و تحلیل پژوهش به وسیله نرم افزار SPSS صورت گرفته است . جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور سمیرم با حجم نمونه ای 100 می باشد .


جهت دسترسی به پایان نامه به کتابخانه دانشگاه پیام نور سمیرم مراجعه کنید

ارسالی توسط:مربی سامی

طلاق و نزدیکی به رتبه چهارم جهان

طلاق و نزدیکی به رتبه چهارم جهان

انگار "با لباس سفید به خانه بخت رفتن و با لباس سفید بیرون آمدن" مربوط به گذشته های خیلی دور است، چراکه متاسفانه امروزه حقیقت تلخ "طلاق" به تمام خانواده های ایرانی ورود پیدا کرده و به ندرت کسی می تواند ادعا کند که در خانواده شان نشانی از این پدیده وجود ندارد؛ پدیده ای قبح شکسته که ممکن است گاه به مناسبتش جشن هم برگزار شود!


چند سالی است که طلاق در کشورمان مي تازد. این را آماری می گوید که بی توجه به طرح های عجولانه و دم دستی مسئولان مانند «راه اندازي ازدواج موقت در دانشگاه ها»، «ازدواج آسان» و ... روز به روز بالاتر از ماه ها و سال هاي قبل قرار گرفته و در مقابل آن، آمار ازدواجی مطرح می شود که آن هم روند نزولي در پيش گرفته است.

بر پایه آمار و اسناد سازمان ثبت احوال، در سال 90، 874 هزار و 792 واقعه ازدواج و 142 هزار و 841 واقعه طلاق در كشور به ثبت رسيده (نسبت ازدواج به طلاق: 6.1) که اگر این اعداد را نسبت به سال ۸۹ قیاس کنیم، با رشد 4.1 درصدی طلاق و کاهش 1.9 درصدی ازدواج روبرو خواهیم شد؛ افزايش و كاهشي كه فراتر از نمودارهاي آماري و در دل خود افزايش آمار زنان سرپرست خانوار، كودكان بي سرپرست، بيكاران، جويندگان كار، مستاجران و فراتر از همه رشد اختلالات روحي و رواني را به دنبال دارد.    
 
این در حالی است که بررسي روند «نسبت ازدواج به طلاق ثبت شده» در سه ماهه اول سال 91، با نشان دادن نسبت 6.4 بیانگر استمرار این روند بوده و نشان می دهد که در مقابل تقريبا هر شش ازدواج ثبت شده در كشور يك طلاق هم به ثبت رسيده است؛ آماری میانگین که در استان‌های تهران و البرز به پايين ترين ميزان خود رسیده (تقريبا به ازاي هر سه ازدواج يك طلاق)، در استان‌هاي سمنان، قم، اصفهان، مازندران و مركزي، هم وضعيت چندان مناسبي نداشته (تقريبا به ازاي هر پنج ازدواج ثبت شده يك طلاق) و در استان‌هاي سيستان و بلوچستان، كهگيلويه و بويراحمد، چهارمحال بختياري بهترین وضعيت در سطح کشورمان را نشان می دهد.

آمارهاي مربوط به ازدواج و طلاق سال 1390 با نسبت 1/6 هم روند مشابهي را نشان مي دهد. روند نسبت ازدواج و طلاق ثبت شده طي سال هاي 1383-1389 نيز بيانگر اين است كه اين نسبت با در پيش گرفتن روند نزولي، از 8/9 در سال 83 به 4/5 در سال 89 رسيده است. در سال 83 در مقابل هر طلاق 8/9، در سال 84 در مقابل هر طلاق 4/9، در سال 85 در مقابل هر طلاق 3/8، در سال 86در مقابل هر طلاق 4/8، در سال 87 در مقابل هر طلاق هشت مورد، در سال 88 در مقابل هر طلاق 1/7 و نهايتا در سال 89 در مقابل هر طلاق 5/4 ازدواج به ثبت رسيده است.

تمامی این آمار و ارقام در حالی مطرح می شود که آمار تجمیعی این پدیده و پدیده های مرتبط با آن در دست نیست؛ به عبارتی بهتر، برای درک بهتر وضعیت جامعه چه بسا بهتر است که آمارهای مربوط به افزایش طلاق و کاهش نرخ ازدواج در سالهای متوالی را با توجه به نمودارهای ترکیب جمعیتی، بررسی کرده و دریابیم که چه درصدی از افراد بالغ به ازدواج رسیده و کارشان به طلاق کشیده نمی شود تا به این روش، میزان ازدواج های پایدار را ارزیابی کنیم.

ناگفته پیداست که در اینصورت با آمار و ارقام متعجب کننده ای مواجه خواهیم بود، چرا که کاهش نرخ ازدواج، افزایش آمار طلاق، افزایش خانواده های تک نفره و ...، همه و همه موید کاهش شکل گیری خانواده در سطح کشور بوده و دورنمای خوبی برایمان ترسیم نخواهند کرد.

بدین ترتیب سلسله اتفاقاتی کلید می خورد که به مثابه زنجیر، با نرخ ازدواج و طلاق و به طور کلی، شکل گیری نهاد خانواده در آمیخته و از قوت و ضعف آن تاثیر می پذیرند؛ بروز ناهنجاری هایی مانند درصد بالای اختلالات روانی، افسردگی، روسپی گری، کیف بری و سرقت، اعتیاد و ... روی ناخوش همین ماجراست، هرچند که روابط حاکم بر جامعه کاملا پیوسته و مسلسل وار بوده و هم‌زمان هم تاثیرپذیرند و هم تاثیرگذار و شاید تشخیص علت و معلول بودن برخی ناهنجاری ها آسان نباشد.

به عبارت دیگر عواملی چون فقر، طلاق، افسردگی، اعتیاد و ... عواملی اند که نمی توان گفت کدام علت است و کدام پیامد. در جامعه پیچیده انسانی هر ناهنجاری می تواند به معضلی تبدیل شود؛ حال یا طلاق باعث اعتیاد، فقر و افسردگی شود یا مشکل اقتصادی، افسردگی یا اعتیاد به طلاق بیانجامد.

با وجود چنین آمار و پیامدها و آسیب های ناشی از طلاق، مهم است که بیش از پیش در پی کاهش آن برآییم. این بدان معنا نیست که کوششی در این زمینه صورت نمی گیرد، اما جا دارد که بپرسیم چرا با وجود پرداختن رسانه ها و نشریات به علل و عوارض و تبعات ناشی از طلاق، روز به روز آمار بر آن افزوده می شود؟

تفاوت امروز و دیروز در این است که امروزه علل طلاق نیز افزایش یافته و روند زندگی اجتماعی به سمتی سوق پیدا کرده است که موجبات تفرقه و ازهم گسستن ها را بیستر می کند. از یک سو مواردی مانند بدآموزی های مطرح در فیلم ها و سریال ها، رواج تکنولوژی، ورود زنان به عرصه های مردانه بازار کار و خلاصه برهم خوردن تعادل و جایگاه زن و مرد از علل امروزی به شمار می روند که از سوی دیگر با رنگ باختن ارزشهای جامعه تقویت می شوند.

دکتر امان اله قرایی مقدم، کارشناس آسیب های اجتماعی در تحقیقاتش به این نتیجه نائل آمده  که حداقل 16-17 مورد صرفا اجتماعی در بروز طلاق موثر است. عواملی چون دو ساختی شدن جامعه، عدم شناخت و آشنایی صحیح و کافی به هنگام ازدواج، نوع شغل زنان، دخالت اطرافیان ، تفاوت نامعقول سنی زوجین  و اختلاف میزان تحصیلات و ... را می توان برشمرد.

وی براین باور است که از آنجا که شیوه رادیو و تلویزیون اثربخش نبوده و تنها می بایست از طریق کتاب های درسی و از دوران مدرسه نسبت به کاهش طلاق بایدامیدوار بود.

در این میان به یک دسته بندی برای عوامل طلاق بر می خوریم که عوامل موثر را در 5 دسته ذیل طبقه بندی می کند:

1-
عوامل قانونی: به عنوان مثال قوانین مربوط به مهریه که نه تنها نتوانسته به بقا ازدواج ها نائل آید بلکه گاه بهانه ای شده برای گریز از ازدواج و حتی کسب و کار برخی زنان سودجو که ولو بسیار اندک هم باشد، اثرات سو زیادی بر روان جامعه تحمیل خواهد کرد.

2-
عوامل روانشناختی: در اصل عدم تفاهم و سازگاری که می تواند از تفاوت فرهنگ ها و تربیت ها نشأت بگیرد و یا عدم تمایل یکی از طرفین قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم بلوغ اجتماعی، اختلالات روانی و عاطفی( افسردگی و ...).

3-
عوامل اقتصادی: من جمله فقر و بیکاری (که به شدت در هم تنیده شده اند) که خود باعث درگیری های ذهنی و کم طاقت شدن، زود رنج شدن و از کوره به  در رفتن و ... خواهد شد.

4-
عوامل ارتباطی: ارتباط با خانواده های طرفین ونگرش های متقابل بین فرد با خانواده همسرش.

5-
عواملی مانند بیماری و ناباروری، مسائل جنسی، فاصله طبقاتی و رتبه های تحصیلی... .

بدین ترتیب با مولفه هایی مواجه هستیم که یا کمتر مورد توجه قرار گرفته و ریشه یابی شده اند و یا از فرط ساده انگاری، به کل مغفول مانده اند؛ به عبارتی بهتر، درصد چشمگیری از طلاق ها به معیارهایی بر می گردد که زوجین قبل از ازدواج مد نظر داشته اند اما با پا گذاشتن به عرصه زندگی مشترک، دریافته اند که مسائلی بس موثرتر و مهمتر از آن پیش فرضهای اولیه شان هم وجود دارد.

اینجاست که کارشناسان بر اساس آن به آموزش های قبل از ازدواج تاکید دارند. این موضوع نیاز به یک باور عمومی و فرهنگ سازی داشته که بخشی از آن باید در خانواده ها به صورت جدی به آن پرداخته شود و بخش فراگیرتر آن باید از طریق رسانه های عمومی و با همت دولت و کارشناسان امر به آن پرداخته شود تا شاید از این طریق بتوان جوانان را قبل از ازدواج به یک شناخت درست از فلسفه این واقعه رساند و امید بست که در سایه آن، شاهد کمتر شدن مراجعات گسترده بعدی به دادگاه های خانواده باشیم.

منبع:

http://www.tabnak.ir

کد خبر: ۲۷۶۶۸۹

تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۱

کنترل جمعیت آری یا نه ! ! !

 کنترل جمعیت آری یا نه ! ! !

رهبرمعظم انقلاب با بیان انتقاد از تداوم سیاست کنترل جمعیت بیان داشتند: "در اوائل دهه هفتاد اجراي اين سياست بنابر مصالحي، صحيح بود اما ادامه آن در سالهاي بعد خطا بود."

بين سال‌هاي 65 تا 71 بود كه نهاد كنترل جمعيت با بسيج كردن تمام دستگاه‌هاي تبليغاتي و اجرايي در نظر داشتند رشد جمعيت كشور را به متوسط جهاني برسانند، سياستي كه در آن زمان مورد توافق بسياري از مسئولان امر و كارشناسان كنترل جمعيتي بود اما ادامه آن در سال‌هاي بعد قدري جاي تامل داشت.

ایران در بازه سال‌های 65 تا 68 دارای یک رشد جمعیتی چشمگیر بود و اين رشد جمعيتي عددي بين 3.7 تا 6.2 را نشان مي‌داد که این امر موجب شد تا كارشناس خبره خطر انفجار جمعيت را برای كشور گوش زد کنند و دولت وقت نیز در راستای سياست کنترل جمعیتی با بسیج کردن تمام دستگاه های تبلیغاتی و اجرایی کشور در مدت زمان سال 65 تا سال 71 توانست موضوع انفجار جمعیتی را کنترل كرده و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی نزديك كند. در انتهاي سال 1371 بود كه ميزان باروري به رقم 2.1 كاهش پيدا كرد اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکرده بودند تندروی در این مسئله بود تا صاحبنظران در زمینه رشد و جمعیت با ابراز نگرانی از تندروی دولت وقت(دولت هاشمي رفسنجاني) در کنترل جمعیت خواستار تجدید نظر سیاست های جمعیتی کشور شوند.

***دولت هاشمي طلايه دار سياست نابودي جمعيت

با كنترل جمعيت در اوايل دهه 70 اما دولت در سياست‌هاي كنترل جمعيت خود تجديد نظر نكرد و كماكان براي كنترل جمعيت كشور رديف بودجه مالي در نظر مي‌گرفت چرا كه در آن سال‌ها دولت هاشمي در صدد جا انداختن شعار "دو بچه کافی است" بود.

سياست‌هاي غلط دولت هاشمي تا بدان جا ادامه پيدا كرد كه مسئولان امر در دولت وي بدون در نظر گرفتن هشدارهاي كارشناسان جمعيتي و نهادهاي مسئول در كشور، براي كنترل جمعيت طرح ارائه مي‌كردند و بودجه اختصاص مي‌دادند تا اين سياست غلط ايران را به سمت رشد منفي جمعيت هدايت كند.

در واقع يك سازماندهي براي بررسي وضعيت جمعيت كشور با بدنه كارشناسي خبره صورت نگرفت و يك آهنگ يكنواخت در موضوع كنترل رشد جمعيت ادامه يافت.

***دولت خاتمي دنباله رو دولت هاشمي

هشدارهاي مراجع تقليد و دلسوزان نظام كافي نبود تا اينكه با كنار رفتن دولت هاشمي دولت اصلاحات نيز جا پاي دولت هاشمي گذاشت.

با روي كار آمدن دولت خاتمي نه تنها
  بودجه در نظر گرفته شده براي كنترل جمعيت تغييري نكرد، بلكه در طي ساليان حضور اين دولت بر مسند كار بودجه كنترل جمعيت افزايش نيز داشت.

در واقع از سال 71 تا پايان دولت اصلاحات بويژه در دولت خاتمي با همراهي كابينه در طي مدت 15 سال چنان ضربه‌اي به ميزان رشد جمعيت كشور وارد كردند كه علاوه بر نهادهاي داخلي مسئول نهادهاي بين المللي نيز از آغاز فاز جديدي از جمعيت سالمندي كشور خبر دادند و بيان كردند ايران جز 10 كشوري است كه به سرعت به سمت جمعيت كهن سالي حركت مي‌كند به طوري كه طي سال‌هاي آينده جايگاه ششم جهان را در جمعيت سالمندي به خود اختصاص خواهد داد.

بر اساس گزارشي كه از سوي سازمان ملل در سال 2010 منتشر شد آمده بود كه اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه‌ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال در برمی‌گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.

***کاهش جمعیت در ایران واقعيت تلخی که در حال شکل گیری است

کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.

از یک سو جمعیت سالمند کشور در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی،تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینه های حمایتی مذکور خواهد شد.

این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسین ها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.

***رشد جمعيت ايران 34 سال ديگر به صفر مي‌رسد


در همين حال مدير كل دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي و مهاجرت ثبت احوال در مصاحبه با ايلنا گفت: پيش بيني مي‌كنيم در سال 1410 تا سال 1420 اگر رشد جمعيت از اين مقدار كمتر نشود، جمعيت كشور در نهايت به صد ميليون نفر افزايش يابد و سپس متوقف خواهد شد و به رشد جمعيتي صفر خواهد رسيد. در واقع براي سال 1425 با شرايط موجود رشد جمعيتي صفر را پيش بيني مي‌كنيم.

***سياست‌هاي افراطي كاهش جمعيت ساختار جمعيت را به هم ريخت

در برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده قرار بود در سال 90 نرخ رشد جمعيت كشور به 3.2 درصد برسد اما نرخ رشد جمعيت به سرعت كاهش يافت به طوري كه متوسط تعداد فرزند به سطح جانشيني يعني زير 1.2 رسيده و احتمال منفي شدن رشد جمعيت و بعد از آن به هم ريختن ساختار جمعيت وجود دارد.

***سياست اشتباه كنترل جمعيت و هشدارهاي رهبر معظم انقلاب

رهبر انقلاب با بیان انتقاد از تداوم سیاست کنترل جمعیت بیان داشتند: "در اوائل دهه هفتاد اجراي اين سياست بنابر مصالحي، صحيح بود اما ادامه آن در سالهاي بعد خطا بود."
رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه در ديدار با كارگزاران نظام فرمایشاتی را بیان داشتند.ایشان در خصوص جمعیت فرمودند: "من این را همین جا عرض بکنم؛ جمعیت جوان و بانشاط و تحصیلکرده و باسواد کشور، امروز یکى از عاملهاى مهم پیشرفت کشور است.
 

در همین آمارهائى که داده میشود، نقش جوانهاى تحصیلکرده و آگاه و پرنشاط و پرنیرو را مى‌بینید. ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برهه‌اى از زمان درست بود؛ یک اهدافى هم برایش معین کردند. آنطورى که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسى کردند و گزارش دادند، ما در سال 71 به همان مقاصدى که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال 71 به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه‌ى نسل جوان و نماى زیباى جوانى در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطورى که کارشناسها بررسى علمى و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهاى علمى و دقیقِ کارشناسى‌شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد - که امروز قاعده‌ى جمعیتى ما جوان است - و بتدریج دچار پیرى خواهیم شد، بنابراين مسئولان بايد با جديت در سياست كنترل جمعيت تجديد نظر كنند و صاحبان رسانه و تريبون از جمله روحانيون در جهت فرهنگ سازي اين موضوع اقدام كنند".

***جمعیت 150 میلیونی را اولین بار امام مطرح کردند

ايشان در بخش ديگري از فرمايشات خود در جمع كاگزاران نظام فرمودند: "بعد از گذشت چند سال، جمعیت کشور هم کاهش پیدا خواهد کرد؛ چون پیرى جمعیت با کاهش زاد و ولد همراه است. یک زمانى را مشخص کردند و به من نشان دادند، که در آن زمان، ما از جمعیت فعلى‌مان کمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهاى خطرناکى است؛ اینها را بایستى مسئولین کشور بجد نگاه کنند و دنبال کنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستى تجدیدنظر شود و کار درستى باید انجام بگیرد. این مسئله‌ى افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمى است که واقعاً همه‌ى مسئولین کشور - نه فقط مسئولین ادارى - روحانیون، کسانى که منبرهاى تبلیغى دارند، باید در جامعه درباره‌ى آن فرهنگ‌سازى کنند؛ از این حالتى که امروز وجود دارد - یک بچه، دو بچه - باید کشور را خارج کنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم".

پس از فرمايشات مقام معظم رهبري بود كه دكتر محمد اسماعيل مطلق، مدير كل سلامت، خانواده، جمعيت و مدارس وزارت بهداشت با صدور بيانيه‌اي از صفر شدن رديف بودجه براي كنترل جمعيت خبر داد.

در بخشي از اين بيانيه آمده است: با توجه به رهنمودهاي مقام معظم رهبري در سال 1390 مبتني بر پرداختن به افزايش جميعت، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي همه برنامه‌ها را در راستاي پرداختن به اهداف سلامت خانواده‌ها و با توجه ويژه به سلامت مادران، نوزادان و كودكان و سلامت باروري منعطف نموده است. لذا در اين ارتباط اعتبار ذيل رديف 129000 با كد طبقه بندي 30306 براي كمنترل جمعيت در سال جاري حذف شده و صفر مي‌باشد.
 

***اقدامات عملي وزارت بهداشت براي افزايش جمعيت

بعد از انتشار بيانيه صفر شدن رديف بودجه كنترل جمعيت توسط وزارت بهداشت بود كه دكتر محمد اسماعيل مطلق در گفتگو با
 خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: ما نه تنها در راستاي كنترل جمعيت برنامه‌اي نداريم بلكه برنامه ريزي‌هايي هم براي اقدامات تشويقي در خصوص افزايش باروري‌هاي ايمن در اين اداره انجام داده‌ايم.

 ما در اين اداره كل به سلامت باوروري و خانواده مي‌پردازيم و در واقع هيچ قانون، برنامه و يا مصوبه‌اي براي كنترل جمعيت در اين وزارتخانه وجود ندارد./ع

منبع:

www.yjc.ir

 

گوگل و ایران

چه کسی از فیلتر شدن گوگل ضرر می‌کند؟

همه ما به‌خوبی اطلاع داریم که گوگل و صدها سرویس زیر مجموعه‌ش میلیون‌ها کاربر در جهان دارند و ارائه خدمات رایگان این شرکت به افراد، آن‌را تبدیل به یکی از محبوب‌ترین برندهای فعال در حوزه اینترنت و خارج از آن کرده است. ماجرای فیلتر شدن این سایت و سرویس جیمیل که به‌عنوان یکی از سرویس‌های برتر عرضه خدمات ایمیلی به کاربران شناخته می‌شود، بازخوردهای مختلفی را در ایران به همراه داشته است.

موضوع فیلتر شدن این دو سایت که دلیل آن بخاطر انتشار فیلم توهین آمیز به پیامبر اسلام عنوان شده است، موجب شده تا دسترسی هزاران کاربر ایرانی به سرویس‌های این شرکت قطع شود. اما به‌نظر شما، مسدود کردن دسترسی کاربران ایرانی به گوگل، راه حل درستی برای اعتراض به این موضوع به‌حساب می‌آید؟ بیایید کمی مسئله را بازتر کنیم.

گوگل از ایران درآمدی ندارد

خیلی‌ها همیشه این فکر را می‌کنند که گوگل چگونه می‌تواند بخش عظیمی از خدمات خود را به‌صورت کاملا رایگان در اختیار افراد قرار دهد در حالی که از آن‌ها پولی را دریافت نمی‌نماید؟ اجازه دهید همین‌جا این موضوع را روشن کنیم که گوگل فقط برای خدمت‌رسانی به ما (ایران) ساخته نشده است! سیاست کلی کسب درآمد گوگل بر اساس تبلیغاتی است که در سرویس‌های مختلف آن به‌نمایش در می‌آیند.

اگر از موتور جستجوی گوگل استفاده کنید، آگهی‌هایی را در اطراف آن می‌بینید. در یوتیوب مطمئنا تبلیغات تصویری و ویدیویی مختلفی را دیده‌اید. این موضوع به همین روال در بیشتر سرویس‌های این شرکت وجود دارند.

به‌دلیل تحریم‌ها و سایر شرایط حاکم در ایران، گوگل امکان درآمد مالی از طریق سرویس رایگانی که در اختیار کاربران ایرانی خود قرار می‌دهد را ندارد. تبلیغات گوگل در ایران فیلتر شده‌اند. امکان خرید از خدمات این شرکت در ایران وجود ندارد و عملا کاربران ایرانی، تنها مصرف‌کننده یک طرفه سرویس‌های این مجموعه به‌حساب می‌آیند.

بنابر این مسدود شدن دسترسی این تعداد کاربر از خدمات گوگل، به همان نسبت بار ترافیکی اضافه این شرکت را از کل آن مجموعه کاهش می‌دهد و این نه تنها به معنی زیان برای گوگل نیست، بلکه می‌تواند هزینه پرداخت شده برای این میزان پهنای باند و نیروی انسانی را در جایی که امکان سود دهی برای خود داشته باشد، هزینه کند.

اعتراض به یک سرویس دیگر، مسدود شدن سایر سرویس‌ها

فیلم مورد اشاره در سرویس یوتیوب منتشر شده است و خوشبختانه دوستان ما، سال‌ها پیش دسترسی به این سایت را از بیخ و بن قطع کرده‌اند و عملا کاربران ایرانی داخل کشور امکان مشاهده مستقیم محتوای داخل این سرویس را ندارند. اما نتیجه اعتراض مسدود شدن سرویس‌های گوگل، قطع دسترسی به موتور جستجو و سرویس ایمیل این شرکت می‌شود!

شاید بد نباشد بدانید که گوگل فقط یک سایت اینترنتی نیست که بتوان با مسدود کردن آن، موجب شکستش شد! اگر قرار باشد گوگل را تحریم کنیم، پس باید با همه خدمات آن مشکل داشته باشیم؛ غیر از این است؟ منطقی باشیم! اگر یوتیوب، موتور جستجو و جیمیل از جمله خدمات این شرکت به حساب می‌آیند، سیستم‌عامل اندروید که در حال حاضر صدها مدل از تلفن‌های هوشمند آن در بازار ایران یافت می‌شود نیز ساخته همان شرکت است. حتی برخی تبلت‌ها و گوشی‌های اسماً ایرانی نیز از همین سیستم‌عامل استفاده می‌کنند. پس آیا می‌توان هر آنچه نام و نشان گوگل در آن وجود دارد را حذف کنیم؟ بعید می‌دانم!

کاربردی‌ترها مسدود نشده‌اند

مسئولین فعال به‌خوبی درک کرده‌اند که خدماتی مانند سرویس مترجم گوگل یا  به‌عنوان خدماتی مفید از سوی این شرکت عرضه شده است که روزانه مورد استفاده صدها هزار دانشجو و کاربران بسیار دیگری در ایران است. بنابر این قطع دسترسی کاربران به آن، تنها موجب ضرر خود آن‌ها می‌شود؛ نه گوگل.

اما همین مسئله برای خدماتی نظیر جستجو و ایمیل نیز صدق می‌کند. کاربری را تصور کنید که قرار است برای جستجو از گوگل استفاده کند. چه کسی می‌تواند جایگزین مناسبی برای گوگل با آن همه صفحات فهرست شده‌اش نام ببرد که کیفیت و خدماتی مشابه آن‌را به کاربران عرضه می‌کند؟

پس ما به‌خوبی می‌دانیم که عدم استفاده از خدماتی که تنها به کاربران سود می‌رسانند، فقط به ضرر آنان تمام می‌شود و این دود به پا شده نهایتا به چشم خودمان خواهد رفت؛ نه گوگل و جای دیگری. هم‌اکنون بسیاری از خبرگزاری‌های داخلی کشور ما در حال استفاده از خدماتی مانند سرویس گوگل آنالیتیکز برای شمارش آمار بازدید کنندگان خود هستند و باور کنید خودمان بیش از همه می‌دانیم که کاربرد محصولات گوگل فقط به یکی دو سرویس ختم نمی‌شود که بخواهیم به‌طور کامل از آن‌ها بگذریم.

نتیجه چه خواهد شد؟

آن‌طور که در خبرگزاری‌های اعلام شده، مسدود شدن گوگل و جیمیل به‌طور موقت اتفاق افتاده است. اما این موقتی بودن معلوم نیست تا کی بیانجامد. با نگاهی ساده به بخش گزارشات شفاف گوگل می‌توانیم ببینیم که هنوز (تا زمان انتشار این مقاله) نمودار دسترسی کاربران ایرانی به جیمیل دستخوش تغییرات عجیبی نشده است.

اگر قرار است سرویس مشابه ایرانی در این زمینه‌ها راه‌اندازی گردد، شاید بهتر باشد اجازه دهیم خود کاربران تصمیم بگیرند از کدام‌یک از آن‌ها استفاده کنند و به‌جای تلاش برای قطع کامل دسترسی به یک سرویس بزرگ، کیفیت سرویس تازه خود را افزایش دهیم تا طیف بیشتری از افراد به‌سوی آن جذب شوند.

اگر منصف باشیم خواهیم دانست که احترام به حقوق کاربر ایرانی اینترنت که در حال پرداخت حق اشتراک برای استفاده از خدمات آن است، نه تنها موجب ضرر نمی‌شود، بلکه می‌توان از کنار آن فرصت‌های بهتری را برای فعالیت در این حوزه و بومی‌سازه ایده‌آل برخی خدمات مرتبط در داخل کشور ایجاد کرد و از طرفی، راه‌های بهتری را برای اعتراض به مواردی از این دست پیدا نمود.

شما چطور فکر می‌کنید؟

منبع: http://weblogina.com

اقتصاد ایران

تعطیلات برای اقتصاد ایران

تعطیلاتی که به شکل قانونی در تقویم کشور انعکاس یافته یا به صورت غیررسمی و بنا به صلاح‌دیدهای دولت در طول سال اعمال می‌شود به عنوان یکی از چالش‌های پیش روی اقتصاد ایران معرفی شده است. اگر نگاهی به تقویم سال 91 بیندازیم، از اول فروردین‌ماه سال جاری تا 29 اسفندماه تنها 21 روز تعطیل رسمی وجود دارد،

 
اما محاسبه‌ی روزهای جمعه و تعطیلات اداری روزهای پنج‌شنبه و آنچه در روال معمول روزهای بین دو تعطیلی نام برده می‌شود، تعطیلات کاری را به حدود 130 روز می‌رساند که این رقم با لحاظ کردن روزهای بین تعطیلی به دست می‌آید. این رقم نشان‌دهنده‌ی این است که میزان تعطیلات اداری سال جاری یک سوم روزهای سال را تشکیل می‌دهد.
 
اگر مقایسه‌ای بین تعطیلات ایران با سایر کشورها انجام دهیم، به این نتایج دست می‌یابیم:
 
-
در سال 2012 در کشور چین 18 روز تعطیلات رسمی و 104 روز تعطیلات آخر هفته وجود دارد. بنابراین در این کشور بالغ بر 122 روز تعطیل وجود دارد.
 
-
در کشور ژاپن در سال 2012 تعطیلات رسمی بالغ بر 23 روز است که با احتساب تعطیلات آخر هفته، مجموع تعطیلات این کشور به 127 روز می‌رسد.
 
-
در آلمان کل تعطیلات بالغ بر 121 روز است.
 
ممکن است با نگاهی به این آمارها به این نتیجه برسیم که تعطیلات در ایران تفاوت چندانی با سایر کشورها ندارد، اما نکته‌ی حائز اهمیت این است که فقط در صورتی می‌توانیم این نتیجه‌گیری را انجام دهیم که از جهات دیگر نیز شرایط یکسانی با سایر کشورها داشته باشیم. در مسئله‌ی تعطیلات 2 جزء محوری وجود دارد: ساعات کار مفید، تعطیلات پایان هفته و رسمی.
 
مقایسه‌ی تعطیلات در ایران با کشورهای دیگر جهان تنها در صورتی صحیح خواهد بود که از حیث ساعات کار مفید وضعیت ایران شبیه یا نزدیک به کشورهای مقایسه‌شده باشد. این در حالی است که بر اساس آمار، ساعات کار مفید در ایران با سایر نقاط دنیا قابل مقایسه نیست. در خوش‌بینانه‌ترین برآورد، ساعت کار مفید در ایران 2 ساعت است و در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا در بدبینانه‌ترین برآورد این رقم به 5 ساعت می‌رسد.
 
در واقع کشورهای پیشرفته از 44 ساعت کار در هفته 28 ساعت کار مفید انجام می‌دهند، در حالی که این رقم در ایران 11 ساعت است. بنابراین از حیث اقتصادی میزان زمان لازم برای استراحت و تجدید قوا (تعطیلات) در این 2 وضعیت متفاوت، نمی‌تواند یکسان باشد و از حیث فرهنگی نیز فرد در اوقات کار چندان اشتغال ذهنی ندارد و به همین دلیل، نیازی به تعطیلات به منظور پرداختن به امور فرهنگی احساس نمی‌شود.
 
با توجه به این مسائل، مقایسه‌ی تعطیلات در ایران با سایر کشورها از اساس اشتباه است، زیرا عنصر مشترک و ثابتی در میان نیست که بر اساس آن بتوان عنصر متغیر را نشان داد. اگر درآمد سرانه‌ی ایران را با درآمد سرانه‌ی کشورهای اروپایی مقایسه نماییم، در آن صورت می‌توانیم تعطیلات را هم قیاس کنیم. برای مثال، بار تکفل در انگلیس 1.4 است؛ یعنی به ازای هر 1.4 نفر، یک نفر کار می‌کند، در حالی که در ایران بار تکفل نزدیک به 4 است؛ یعنی یک نفر باید کار کند و زندگی 4 نفر را تأمین نماید.
 
در خوش‌بینانه‌ترین برآورد، ساعت کار مفید در ایران 2 ساعت است و در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا در بدبینانه‌ترین برآورد این رقم به 5 ساعت می‌رسد. در واقع کشورهای پیشرفته از 44 ساعت کار در هفته 28 ساعت کار مفید انجام می‌دهند، در حالی که این رقم در ایران 11 ساعت است.
 
در گذشته تعطیلات 3 دلیل بیشتر نداشت: ملی و آیینی، مذهبی، اعتقادی و حکومتی، اما در حال حاضر عامل دیگری نیز به ایجاد تعطیلات اضافه شده و می‌توان گفت در سال‌های اخیر پررنگ‌تر شده و آن دلایل مدیریتی است.
 
از دیگر مباحث مطرح درباره‌ی تعطیلات تداخل مناسبت‌های قمری و شمسی است که به نوعی تعطیلی‌های مضاعفی را رقم می‌زند. بعضی اوقات اقتصاد ایران یک هفته به دلیل تداخل تعطیلات رسمی 2 تقویم تعطیل می‌شود. تقویم قمری هر سال 10 روز جلوتر می‌آید و به همین دلیل مناسبت‌های آن تغییر می‌کند و ممکن است در کنار تعطیلی‌های تقویم شمسی قرار گیرد و به این ترتیب به نوعی تدبیر امور تقویم از دست خارج می‌شود. بنابراین تنها راه‌حلی که به ذهن می‌رسد حذف تعطیلات دوروزه مثل 12 و 13 فروردین، 14 و 15 خرداد، تاسوعا و عاشورا و عید فطر است. از این منظر حدود 8 روز از تعطیلات حذف می‌شود.
 
این تعطیلات دوروزه در هر هفته‌ای که باشند کل هفته را تحت تأثیر قرار می‌دهند. برای مثال، اگر تعطیلات عید فطر امسال به جای یک‌شنبه و دوشنبه، شنبه و یک‌شنبه بود، خسارت کمتری به همراه داشت، اما اگر به دوشنبه و سه‌شنبه می‌افتاد، همین خسارت را در پی داشت. حال اگر تعطیلات به سه‌شنبه و چهارشنبه می‌افتاد، خسارت‌های ناشی از آن و حتی حجم سفرها افزایش می‌یافت. در حال حاضر میزان تعطیلات دوروزه در کشور رو به افزایش است.
 
در کنار این موضوع، تقویم کشور ما به هیچ عنوان با تعطیلات آخر هفته در سایر کشورهای دنیا هماهنگی ندارد. این موضوع بر تجارت خارجی ما تأثیری دوچندان داشته و حتی صادرات و واردات ما را با مشکل مواجه کرده است. در حال حاضر اقتصاد ایران خسارت زیادی را به ازای عدم هماهنگی تقویم اداری و کاری کشور با تقویم بین‌المللی پرداخت می‌کند. با توجه به تفاوت تعطیلات ما و سایر کشورهای جهان، فقط روزهای دوشنبه، سه‌شنبه و چهارشنبه می‌توانیم با اقتصاد دنیا ارتباط داشته باشیم.
 
به طور معمول افرادی که قصد دارند در کشورهای دیگر شرکای تجاری پیدا کنند، به دلیل عدم تطابق روزهای کاری ارتباطات تجاری‌شان بسیار محدود است. به نظر می‌رسد بخش تجاری کشور ما، به رغم اینکه تلاش کرده است در این ایام خود را از جامعه‌ی جهانی جدا بداند، در عمل هیچ قدمی برنداشته است. در حال حاضر بانک‌های کشور ما فقط 2 روز و نیم امکان برقراری ارتباط با دنیا را دارند. این موضوع در واقع نوعی تخفیف نابهینه‌ی زمان است. باید در نظر گرفت که تقویم کاری برای افزایش زمان کار و بهینه استفاده کردن از ساعات کار است.
 
نکته قابل توجه آن است که این تعطیلات سبب ضرر و زیان اقتصادی بنگاه‌ها می‌شود. از سویی دیگر، دولتی بودن اقتصاد ایران نیز این زیان را پررنگ‌تر کرده است. با توجه به سهم بالایی که دولت در اقتصاد ایران دارد، بخش عمده‌ای از این زیان به دولت تحمیل شده است و به طور حتم در سال‌های آتی به افزایش کسر بودجه‌ی دولت منجر می‌شود. البته دولت با توجه به امکاناتی مانند استقراض از سیستم بانکی و استفاده از درآمد نفت توان پوشاندن این هزینه‌ها را خواهد داشت، ولی در حقیقت این نوع عملکرد به معنی اتلاف منابع ملی است.
 
تعطیلات بر بهره‌وری نیروی کار، هزینه‌های ثابت تولید، معاملات ارزی و ارتباط با شعب خارج از کشور تأثیر دارد. بر اساس مطالعاتی که در برخی کشورها نظیر آلمان و مالزی انجام شده است، تولید ناخالص داخلی (GDP) در روزهای تعطیل به طور معناداری کاهش پیدا می‌کند. بنابراین نخستین تأثیر منفی تعطیلات در تولید ناخالص ملی قابل مشاهده است. البته خسارت هر روز تعطیلی بسته به ساختار اقتصادی هر کشور متفاوت است. برای مثال، در فیلیپین با توجه به اینکه یک کشور توریستی است، به ازای هر روز تعطیلی حدود 6/0 درصد به تولید ناخالص ملی افزوده می‌شود.
 
اگر تعطیلات عید فطر امسال به جای یک‌شنبه و دوشنبه، شنبه و یک‌شنبه بود، خسارت کمتری به همراه داشت، اما اگر به دوشنبه و سه‌شنبه می‌افتاد، همین خسارت را در پی داشت. حال اگر تعطیلات به سه‌شنبه و چهارشنبه می‌افتاد، خسارت‌های ناشی از آن و حتی حجم سفرها افزایش می‌یافت. در حال حاضر میزان تعطیلات دوروزه در کشور رو به افزایش است.
 
بر اساس آخرین آمار منتشرشده، سال گذشته تولید ناخالص داخلی ایران 418 هزار میلیارد تومان بود و اقتصاد کشور به ازای هر روز تعطیلی حدود 1428 میلیارد تومان زیان دید. اگر این اعداد را به سال 91 تعمیم دهیم، زیان کشور از این 5 روز تعطیلی بالغ بر 7140 میلیارد تومان خواهد بود. بر این اساس، کل زیان ناشی از 133 روز تعطیلی در کشور، بالغ بر 190 ‌هزار ‌میلیارد تومان می‌شود که تقریباً اندکی بیش از یک دوم کل نقدینگی موجود در کشور است.
 
بر اساس آخرین برآورد از اقتصاد تهران، به ازای یک روز تعطیلی، کارفرمایان 80 میلیارد تومان حقوق و دستمزد به کارگران می‌پردازند، در حالی که آن‌ها کاری انجام نمی‌دهند. دولت موظف است به ازای روزهایی که کشور را به دلایل مدیریتی و غیرارادی تعطیل می‌کند، خسارت بخش خصوصی را بپردازد، در حالی که چنین اتفاقی در کشور نمی‌افتد. این نکته حائز اهمیت است که برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) باید برای روزهای تعطیل چاره بیاندیشیم، چرا که با 21 روز تعطیلی رسمی و نیز افزوده شدن برخی تعطیلات اجباری به نوعی اقتصاد با ایست مواجه خواهد شد.
 
یکی از متغیرهایی که در بحث تعطیلات ایجاد مشکل می‌کند حضور نیروی انسانی در محل کار است. زمانی که وارد موضوع GDP، GNP، بهره‌وری سرانه و تولید ملی می‌شوید، این متغیر اهمیت پیدا می‌کند. یکی از تهدیداتی که برای اداره‌ی بخش خصوصی وجود دارد، نبود فضای کسب‌وکار مناسب و وجود اشکال در مدیریت زمان است. با وجود تخصیص نابهینه‌ی زمان، بخش خصوصی رغبت نمی‌کند فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی را بر عهده گیرد.
 
یکی دیگر از تأثیرات منفی تعطیلات نبود مدیریت زمان با توجه به شرایط اقتصادی است. تعطیلی بانک‌ها و ادارات، عدم‌ پرداخت تعهدات مالی را در پی خواهد داشت و خسارات ناشی از آن بخش بازرگانی و تجاری کشور را در سطح داخلی و بین‌المللی با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند. دولت باید شرایطی را فراهم کند تا نهادهای بزرگ اقتصادی کشور و بخش خصوصی در تصمیم‌گیری برای چگونگی تعطیلاتشان مستقل عمل کنند.
 
همچنین دولت باید طرح ویژه‌ای برای باز بودن بانک‌ها و ادارات مالی کشور در تعطیلات رسمی ارائه دهد. نبض اقتصاد، بورس و بازار سنتی است. زمانی که بورس ملتهب است، می‌توان فهمید تب اقتصاد بالاست و زمانی که بازار سنتی در تعطیلی به سر می‌برد نیز نبض اقتصاد سالم نمی‌زند. بنابراین وقتی بازار سنتی تعطیل می‌شود، بخش بزرگی از شریان اقتصادی کشور قطع می‌شود و فردای روز تعطیل نیز بلافاصله بورس روشن نمی‌شود و مبادلات حدود یک نصف روز توقف دارند تا اوج بگیرند. این خسارت‌ها عادی و طبیعی است و عامل مدیریت در آن‌ها نقشی ندارد، اما راهکارهایی وجود دارد که مدیران اقتصادی و تدبیرگر مجموعه‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از آن‌ها خسارت‌ها را کاهش دهند.
 
وضعیت تحریمی کشور، شرایط رو به رشد، عقب بودن از برنامه‌های کلان اقتصادی و پایین بودن میانگین ساعات کار مفید در قیاس با کشورهای مشابه ما را به این نتیجه می‌رساند که باید سعی و تلاشمان را بیشتر نماییم و به جای افزایش تعطیلات، بیشتر کار کنیم. در مباحث مربوط به زمان‌بندی، می‌توان به ساعات کار نیز اشاره کرد. برای مثال، گفته می‌شود که باید 8 ساعت در شبانه‌روز کار کنیم، اما عنصر بهره‌وری به عنوان یک متغیر در این موضوع لحاظ نمی‌شود. از این جهت شاید بتوان گفت تخصیص ساعات کار در متغیرهای اقتصادی محل اشکال است.
 
باید به این نکته توجه کرد که بهره‌وری نیروی کار، به خصوص در بخش‌های دولتی، بسیار پایین است. بررسی ساعات کار مفید نشان داده است که متوسط کار مفید روزانه در بخش دولتی بسیار پایین است. این در حالی است که سال گذشته میانگین کار مفید در بخش دولتی یک ساعت و 4 دقیقه و در بخش خصوصی 2 ساعت و 6 دقیقه اعلام شده بود.
 
با این حساب، میزان کار مفید در کشور طی یک سال گذشته کاهشی چشمگیر داشته است. بر اساس چکیده‌ی نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در سال 90، که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته است، سرانه‌ی سالانه کار مفید در ژاپن 2420 ساعت، کره‌‌ی جنوبی 1900 ساعت، چین 1420 ساعت، آمریکا 1360 ساعت، ترکیه 1330 ساعت، آلمان 1700 ساعت، پاکستان 1100 ساعت، افغانستان 950 ساعت، عربستان 720 ساعت و کویت 600 ساعت است. سرانه‌ی کار مفید در ایران نیز سالانه 800 ساعت است که این عدد از کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان هم پایین‌تر است.
 
بر این اساس، زیاد بودن ساعات کاری و کم بودن تعطیلات شاید آخرین دلیلی باشد که در توجیه ساعات کاری غیرمفید بیان می‌شود. از سوی دیگر، مادامی که نظارت و مدیریت کافی بر نحوه‌ی کار کارمندان به ویژه در بخش دولتی وجود نداشته باشد، کاهش ساعات کاری جز دامن زدن به تنبلی کارکنان و شانه خالی کردن آن‌ها از زیر بار مسئولیت، نتیجه‌ی دیگری در پی نخواهد داشت.
 
یکی دیگر از تأثیرات منفی تعطیلات نبود مدیریت زمان با توجه به شرایط اقتصادی است. تعطیلی بانک‌ها و ادارات، عدم‌ پرداخت تعهدات مالی را در پی خواهد داشت و خسارات ناشی از آن بخش بازرگانی و تجاری کشور را در سطح داخلی و بین‌المللی با مشکلات فراوانی مواجه می‌کند.
 
یکی دیگر از تأثیرات منفی تعطیلات بر بهره‌وری نیروی کار این است که روزهای قبل از تعطیلات مرخصی‌های ساعتی زیاد می‌شوند و در روزهای بعد از تعطیلات تأخیرها افزایش می‌یابند. موافقان طرح تعطیلات بیان می‌کنند با اضافه شدن تعطیلات بهره‌وری در کشور زیاد می‌شود، اما آمارها نشان می‌دهد در طول 4 سال اول دولت نهم این اتفاق نیفتاده است. بر اساس برنامه، متوسط کل بهره‌وری باید 2.5 درصد افزایش پیدا می‌کرد، در حالی که در دولت نهم این شاخص 0.6 درصد اضافه شده است.
 
تعطیلی‌های پی‌درپی به ویژه در تهران بیش از پیش به اشتغال و محیط کسب‌وکار آسیب می‌زند. در این زمینه، می‌توان به تبعات این تعطیلی‌ها و تأثیر آن‌ها بر اشتغال کشور اشاره کرد. بر اساس آمار منتشره از سوی مرکز آمار، تعداد مشاغل ایجادشده در سال 88 فقط 358 هزار نفر بوده است و حالا باید پرسید چه حجمی از کار انجام شده و چه مقدار سرمایه‌گذاری شده است که در سال 1390 این رقم به یک میلیون و 600 هزار نفر رسیده است؟ این رقم به معنای 400 درصد افزایش است. اختلاف معناداری در این آمار مشاهده می‌شود و باید بر روی این گونه آمارها کارشناسی مجدد شود.
 
آمارها نشان می‌دهد که هر سال یک میلیون و 700 هزار نفر به مرز 20 سالگی وارد می‌شوند و بر اساس جمعیت 75 میلیون نفری فعلی کشور، حدود 39 میلیون نفر زیر سن 30 سال هستند و اگر افراد زیر 15 سال را از این آمار کم کنیم، در هر سال حداقل یک میلیون و 600 هزار نفر وارد سن کار می‌شوند و به شغل نیاز دارند. بیکاری 30 درصدی جوانان شهری و 42 درصدی دختران را می‌توان مصادیقی از وضعیت نامطلوب اشتغال در کشور دانست.
 
این موضوع تا آنجا گسترش پیدا کرده است که امروز بحث سودآوری واحدهای تولیدی به حاشیه رفته است و این واحدها قدرت و انرژی خود را تنها در جهت روی پا ماندن واحد و حفظ اشتغال موجود صرف می‌کنند. باید در نظر گرفت که تا کنون تنها برای 600 یا 700 هزار نفر فرصت شغلی ایجاد شده است و این مسئله ضعف بزرگی به شمار می‌رود. بنابراین دولتمردان باید به فکر اشتغال باشند. تعطیلی‌های گاه و بی‌گاه و بی‌برنامه نیز به مشکلات اشتغال در کشور دامن می‌زند.
 
البته شایان ذکر است که تعطیلات اثرات مثبتی نیز دارد. از لحاظ گردشگری می‌توان گفت وجود تعطیلات به چرخه‌ی اقتصادی کمک می‌کند و بازدهی کاری کارمندان را بالا می‌برد، زیرا سفر در بازپروری روحیه‌ی شهروندان تأثیر بسزایی دارد. اخیراً در ایران برخی ادارات اقداماتی برای ترغیب کارمندان خود برای رفتن به سفر انجام داده‌اند. در اختیار گذاشتن هتل‌ها و ویلاها از سوی وزارتخانه‌ها و شهرداری‌ها از جمله‌ی این اقدامات مثبت محسوب می‌شود. جذب توریست می‌تواند اثرات مثبت زیادی بر اقتصاد بگذارد. حال اگر اقتصاد ما به دلیل فقدان حضور توریست در کشور دچار مشکلات ارزی است، می‌توان گفت مشکل این موضوع به ناکارآمدی مدیریت داخلی برمی‌گردد.
 
از این گزارش می‌توان به این نتیجه رسید که هرچند از نظر اقتصادی تعطیلات عاملی نگران‌کننده است و هزینه‌‌های زیادی را نیز ایجاد می‌کند، اما از سوی دیگر بخشی از شهروندان بر این باورند که تعطیلات چندان هم نامطلوب نیست و در بسیاری از مواقع می‌توان آن را اتفاقی مثبت قلمداد کرد. به عبارتی می‌توان گفت که در نگاه گروهی از مردم، تعطیلات پدیده‌ای ارزشمند محسوب می‌شود. موافقین تعطیلات، که عمدتاً دولتی‌ها هستند، افزایش نشاط، امید و زمان استراحت را مد نظر قرار می‌دهند و مخالفین معتقدند که کار و تلاش بیشتر لازمه‌ی برون‌رفت از شرایط فعلی اقتصادی است.
 
از لحاظ گردشگری می‌توان گفت وجود تعطیلات به چرخه‌ی اقتصادی کمک می‌کند و بازدهی کاری کارمندان را بالا می‌برد، زیرا سفر در بازپروری روحیه‌ی شهروندان تأثیر بسزایی دارد.
 
این حقیقت را باید در نظر گرفت تا زمانی که یک کارمند حقوق کافی دریافت نمی‌کند و ذهنش همواره درگیر حل مشکلات مالی است و مادامی که تورم چندین گام جلوتر از چشم‌اندازهای شغلی او پیش می‌رود، نمی‌توان با افزایش تعطیلات به بهبود شرایط کمک کرد و روحیه‌ی افراد را تقویت نمود، چرا که گذران تعطیلات نیز به نوبه‌ی خود هزینه‌هایی را برای فرد به دنبال خواهد داشت.
 
تعطیلات در شرایط موجود، علاوه بر تأثیرات سوء اقتصادی، پیامدهای منفی روحی و روانی دیگری هم به دنبال دارد، نظم کشور را دچار اختلال می‌کند، برنامه‌های مردم و مسئولان را به هم می‌زند، خسارات هنگفتی به بخش خصوصی وارد می‌کند، قشرهای مختلف اجتماعی نظیر پزشکان، اصناف و... را با مشکل مواجه می‌سازد و از نظر حقوقی نیز مشکلاتی در دریافت‌ها، پرداخت‌ها، مراجعات بانکی و رسیدگی به پرونده‌های قضایی ایجاد می‌کند.
 
البته تعطیلات به غیر از آنکه در عرصه‌ی داخلی اقتصاد کشور زیان‌های زیادی داشته، خسارت‌های ناشی از عدم تقارن تعطیلات کشور با دیگر کشورهای جهان را نیز افزایش داده است. به عبارت بهتر، میزان زیاد تعطیلات، بدون زیرساخت‌های درست، هیچ تأثیری در کیفیت زندگی مردم ندارد و بالعکس، تعطیلات بیش از حد و حساب‌نشده بر شاخص‌های این سنجش تأثیر منفی می‌گذارد. در سالی که می‌بایست تولید ملی رونق بیشتری بگیرد، ضروری است که از کارگران و کارمندان حمایت بیشتری شود و نه تنها بیکاری کاهش یابد، بلکه با کنترل تورم و بهبود شرایط کارکنان، میزان ساعات مفید کاری نیز افزایش پیدا کند. اما چنان که پیداست تنها راه‌حل دولت در این خصوص زیادتر کردن تعطیلات و کاهش ساعات کاری است!
 
با توجه به اینکه تعطیلات در کشور ایران وجهه‌ای دینی و ملی دارند، نیازمند نگاهی جامع برای رسیدن به یک راه‌حل درست در خصوص تعطیلات هستیم. لذا ضمن در نظر گرفتن ویژگی‌های فرهنگی، دینی و ملی جامعه‌ی ایران، بایستی هر گونه تصمیم درباره‌ی آن به گونه‌ای باشد که فعالیت‌های اقتصادی و اداری کشور نیز در این تعطیلات با رکود مواجه نشود. هر چه تعطیلات افزایش پیدا کند، میزان تولید در کشور کاهش می‌یابد و در عمل ایجاد ارزش افزوده را در عرصه‌ی ملی کاهش می‌دهد. اولین دستاورد این وضعیت وابستگی بیشتر اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی و از سوی دیگر، افزایش سهم دولت در تولید ناخالص ملی است.
 
اما به اعتقاد برخی از کارشناسان، تعطیلات بحث جدی اقتصاد کشورمان نیست، چرا که ابتدا باید بهره‌‌وری را در اقتصاد ایران بالا برد و آن وقت با 2 برابر شدن تعطیلات موجود باز هم تولید ناخالص داخلی کم نخواهد شد. در حال حاضر، بهره‌وری در ایران در مقایسه با برخی از کشورها بسیار پایین است. در حالی که در برخی کشورها 8 تا 10 درصد بهره‌وری وجود دارد، در ایران این رقم در حدود نیم درصد است. با توجه به این مسئله، می‌توان گفت تنها مشکل اقتصاد ایران «تعطیلات» نیست و مسائل دیگری مثل بهره‌‌وری اهمیت بیشتری دارند.
 
از دیدگاه اقتصادی، افزایش بهره‌وری در کوتاه مدت یا با اقدامات شتاب‌زده امکان‌پذیر نیست و در این امر عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زیادی دخالت دارند. به نظر بعضی از اقتصاددانان مشکل پایین بودن بهره‌وری در ایران صرفاً با کم و زیاد شدن چند روز تعطیلات حل نمی‌شود. متأسفانه طی چند سال گذشته فضای کار و تولید در کشور با فضای سیاسی آمیخته شده است و این خود یکی از دلایلی است که باعث کاهش بهره‌وری در کشور می‌شود. برای افزایش میزان بهره‌وری، این امر باید در میان مردم فرهنگ‌سازی شود تا این 2 مقوله از هم جدا گردد و به هر کدام از آن‌ها در زمان خودش پرداخته شود.
 
افزایش بهره‌وری با تشویق، ترغیب، ابتکار و خلاقیت صورت می‌گیرد. ابتدا باید ببینیم علل کاهش بهره‌وری در کشور چیست و بعد آن علت‌ها را برطرف کنیم. به نظر می‌رسد آنچه در ایران در خصوص تعطیلات مسئله‌‌ساز شده است توزیع و پراکندگی آن و به هم پیوستن تعطیلات ملی، حکومتی و مذهبی با تعطیلات آخر هفته است. بنابراین به نظر می‌رسد سامان‌دهی تعطیلات بدون مشخص شدن توالی تعطیلات با یکدیگر و بررسی نتایج آن، به نحوی که به لحاظ اقتصادی و اجتماعی آثار تعطیلات به کمترین حد خود برسد، میسر نیست.
 
سؤالی که مطرح می‌شود این است که اگر قرار به کاهش روزهای تعطیل باشد، به سراغ کدام یک از آن‌ها باید برویم؟ تعطیلات مذهبی، ملی یا حکومتی؟
 
بعضاً این ادعا از سوی دولت مطرح می‌شود که برخی از روزهای تعطیل فقط مختص ادارات دولتی بوده و شامل فعالیت‌های بخش‌های غیردولتی و خصوصی نمی‌شده است. اما در اقتصاد و بازاری که بیش از 60 درصد آن در دست دولت قرار دارد و بخش خصوصی و بازار هم تابع نوسان رفتاری دولت است، چگونه می‌توان زیان بازار را از تعطیلات ناگهانی جبران کرد؟ به منظور برآورد هزینه‌های این تعطیلی‌ها باید بررسی‌های میدانی و کارشناسانه انجام شود.
 
به عبارت دیگر، هر یک از سازمان‌ها و ارگان‌ها از جمله مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی، بانک مرکزی، اتحادیه‌ها و اتاق‌های بازرگانی و انجمن‌های صنفی و صنعتی باید تأثیرات تعطیلات را بررسی کنند و سپس نتایج به‌دست‌آمده مورد مطالعه قرار گیرد تا در نهایت تأثیر این امر بر رشد اقتصادی کشور مشخص شود.
 
در راستای کاهش تعطیلی‌ها و سامان‌دهی آن‌ها طرحی در مجلس مطرح شد تا منجر به کاهش تعطیلات رسمی کشور شود. باید تلاشی صورت گیرد تا این طرح به نقطه‌‌ای منطقی دست یابد. از مواردی که در این طرح پیشنهاد شده، بررسی تعطیلات روزهای پنجشنبه و جمعه است، زیرا در سایر کشورها روزهای شنبه و یک‌شنبه تعطیل است و در نتیجه 4 روز پی‌درپی فعالیت‌های اقتصادی تقریباً تعطیل می‌شود.
 
موضوع دیگر این است که تعطیلات مناسبتی مانند سایر کشورها به تعطیلات آخر هفته منتقل شود تا فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی دچار رکود نشوند. در واقع باید سامان‌دهی تعطیلات در اولویت قرار گیرد. ضمن اینکه کشور ما به عنوان یک کشور در حال توسعه باید تلاش کند تا با افزایش بهره‌وری نیروی کار و سیاست‌های اقتصادی مکمل آن در راه رشد گام بردارد

www.fardanews.com

فرهنگ مادی و معنوی

این شیوه برداشت محصول در کشور بلاروس است هدف از این کار آسیب نرساندن  به بوته های صیفی جات است با توجه به امکانات موجود

ابتکار آدم ها را نگاه کنید! ! !



مهر ماه دانش ! ! !

خوشحالی روز اول مدرسه