X
تبلیغات
گروه جامعه شناسی سمیرم

گروه جامعه شناسی سمیرم
 
Department of Sociology Samirom
چندی قبل دانشجویانی را دیدم که بر روی موضویی باهمین عنوان کار می کردند و از کمبود منابع گلایه داشتند که البته بجا نبود نظر به یاری انها فایلی از چند مقاله برایشان آماده کردم همه می توانند استفاده کنند فقط


دانلود


کنید ! ؟ ! ؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 دی1391 توسط مربی

عنوان مقاله: بررسی نگرش دانشجویان مجرد رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران در مورد ازدواج

نویسنده : بوالهری، جعفر

نویسنده : احسان منش، مجتبی

نویسنده : کریمی کیسمی، عیسی


چکیده

از آنجا که نگرش افراد به ویژه جوانان نسبت به ازدواج،تشکیل خانواده ومشکلات و موانع آن نقش به سزایی در گرایش‏ آنها نسبت به ازدواج دارد،بررسی نگرش جوانان به ویژه قشر دانشجو نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده و تشکیل خانواده دارای اهمیت تلقی‏ می‏شود.در پژوهش حاضر نگرش 521 تن از دانشجویان مجرد رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی‏ درمانی ایران در مورد ازدواج مورد بررسی قرار گرفته است.این افراد از مقاطع مختلف تحصیلی به شیوه نمونه‏گیری طبقه‏ای‏ و تصادفی ساده انتخاب شده‏اند.ابزار مورد استفاده د راین پژوهش را یک پرسشنامه نگرشی تشکیل داده است که پایایی آن‏ از طریق آزمون-آزمون مجدد اندازه‏گیری و اعتبار صوری آن نیز بررسی شد.برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از روشهای آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس،آزمون t و آزمون شفه استفاده شده است.نتایج پژوهش اصلی نشان داد که نگرش‏ دانشویان در مجموع مثبت و در متغیرهای سن،وضعیت اقتصادی-اجتماعی،محل سکونت،مقاطع تحصیلی و اقدام به‏ انتخاب همسر تفاوت معنی‏داری دارد.یافته‏ها نشان داد که گروه سنی 30-26 سال،گروه کم درآمد،گروه کارورز، دانشجویان شهرستانی و گروهی که برای انتخاب همسر اقدام کرده بودند،نگرش مثبت‏تری نسبت به سایر گروهها نشان‏ داده‏اند.در ضمن یافته‏های پژوهش گویای آن است که ایجاد حمایتهای خانوادگی،اجتماعی و اقتصادی و رفع موانع دست‏ و پاگیر نقش مؤثری در گرایش جوانان نسبت به ازدواج دارد.

کلید واژه:ازدواج،نگرش،دانشجویان پزشکی

از آنجا که شرایط روانی و بدنی دانشجویان پزشکی یا پزشکان آینده کشور نقش قابل توجهی در شیوه ارائه‏ خدمات درمانی و در نتیجه موازین بهداشتی هر جامعه‏ دارد،و نظر به اینکه ازدواج و تشکیل خانواده تاثیر مستقیم و غیر قابل انکاری در شرایط روانی آنها خواهد داشت،شناسایی انگیزه‏ها،موانع ازدواج و دیدگاههای‏ (*)روانپزشک،عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتنی درمانی ایران،تهران،خیابان طالقانی،کوچه جهان،پلاک 1،انستیتو روانپزشکی تهران.

 

ایشان نسبت به این فرضیه الهی در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است حق دوست و همکاران،1374

بررسیهای انجام شده در کشورهای غربی نشان می‏دهد که بیشتر مردم دلبستگی به فرد مورد علاقه را بزرگترین‏ عامل ازدواج خویش معرفی نموده‏اند و کمتر کسی را می‏توان یافت که بدون عشق و علاقه نسبت به همسر آینده‏ خود با وی ازدواج کرده باشد(خسرو پور،1354).عشق‏ یک انسان به انسان دیگر اکر خالی از هواها و امیال باشد، نشانه‏ای از عشق به کمال مطلق است.تفاوت عشق با هوای‏ نفس آن است که عشق از صفات برتر و متعالی است.

هدف هوای نفس ارضای خویشتن است،ولی هدف عشق‏ بقا و حضور معشوق است،حتی اگر به فنای عاشق‏ بیانجامد(شورای طرح جامع آموزش خانواده،1374).

افزون بر عشق،انگیزه‏های دیگری نیز د رگزینش‏ همسر و ازدواج دخالت دارند.در این مورد می‏توان به‏ ایجاد روابط با ثبات و نزدیک،داشتن یک همراه،پیدا کردن همدم و فرار از تنهایی،یافتن راهی پایدار و مطمئن‏ برای برآوردن نیاز جنسی،تشکیل خانواده و پرورش‏ فرزند و به دست آوردن منبع مالی و اقتصادی بویژه برای‏ زنان اشاره کرد.انتخاب همسر تا حدودی تحت تأثیر نگرش افراد نسبت به ویژگیهای یک فرد معین،پدیده‏ ازدواج،مراسم خاص آن و پیامدهای ناشی از آن نیز می‏باشد(ملتون‏1و توماس‏2،1976).

نگاهی به اسناد و مدارک موجود نشان می‏دهد که‏ ازدواج و تشکیل خانواده از دیرباز در جوامع گوناگون‏ مورد پذیرش بوده است.در ایران باستان،مذهب زرتشت‏ دوشیزگان و پسران مجرد را به ازدواج و تشکیل خانواده‏ ترغیب می‏نمود.بنا به‏مندرجات اوستا،مردی که زن دارد، بر مردی که چنین نیست فضیلت دارد و مردی که‏ خانواده‏ای را سرپرستی می‏کند بر آن‏که خانواده ندارد فضیلت دارد(راوندی،1357).زرشت از اهورا مزدا می‏پرسد دومین نقطه کجاست که زمین در آنجا خود را خوشبخت احساس می‏کند اهورا مزدا می‏گوید:جایی‏ است که مؤمن در آن خانه‏ای بسازد و در آن کاهنی باشد و چهار پایان و زن فرزند و گله‏ای در آن باشد و چهار پایان‏ زاد ولد کنند،زن و فرزند آورد و کودکان رشد کنند و تمام پاکیزه‏های زندگی در حال ترقی باشد...هر که زوجه‏ یابد،چیز نیکو یافته است و رضامندی خداوند را تحصیل‏ کرده است(همان جا)

در قرآن کریم ازدواج یک سنت الهی دانسته شده،زنان‏ بی‏شوهر و مردان بی‏زن به ازدواج با یکدیگر توصیه‏ شده‏اند و تجرد پلید شمرده شده است(مطهری،1374).

قرآن کریم ازدواج را مایه آرامش انسان معرفی نموده و آنرا از نعمتهای خداوند می‏شمارد:

«و از نشانه‏های قدرت اوست که برایتان از جنس خود همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید»(روم،21).

ازدواج از دیدگاه اسلام امری مستحب و در برخی‏ موارد واجب می‏باشد و اگر به قصد قربت انجام گیرد عبارت نیز محسوب می‏شود.برای نمونه رسول خدا(ص) فرمود،هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده که نزد خدا محبوبتر ا زازدواج باشد(وسایل الشیعه،ج 14،ص 3).

امروزه جامعه‏شناسان ازدواج را پدیده‏ای چند بعدی‏ می‏دانند و عوامل چندی را در امر همسر گزینی و تشکیل‏ خانواده مؤثر تلقی می‏کنند.یکی از این عوامل انگیزه برای‏ انتخاب همسر و ازدواج است.این انگیزه چگونه افراد را برای انتخاب همسر وارد عمل می‏کند؟و یک انگیزه‏ عمومی برای ازدواج چگونه به انگیزه ازدواج با یک فرد معین تبدیل می‏شود؟یکی از پاسخهای ارائه شده در این‏ زمینه الگوی پیشنهادی از سوی«کنک همل‏3»در سال‏ 1980 می‏باشد.براساس این الگو افراد برای انتخاب‏ همسر آینده خویش از یک رشته غربالهای پی در پی استفاده‏ می‏کنند که در آن کاندیداهای مورد نظر را از این صافیها عبور می‏دهند.براساس این الگو،نخستین صافی،معیار نزدیک بودن و در دسترس بودن است،کسانی که از این‏ 1 Melton

صافی عبور می‏کنند،در دومین صافی آزمون می‏شوند و آن‏ عبارت از مکمل بودن در رویارویی با برآوردن نیازهاست.

صافی سوم داشتن جذابیت در روابط بین فردی است.

(سیمپسون‏1،کمپبل‏2،برشید3،1986؛به نقل از فلدمن‏4،1989).

مروری بر برسیهای انجام شده در زمینه ازدواج و نگرش نسبت به آن نشان می‏دهد که در این زمینه پژوهشها و بررسیهای بسیار اندکی انجام گردیده است.این بررسیها گویای آن هستند که زمینه‏های فرهنگی-اقتصادی، اجتماعی،مذهبی و تاریخی جامعه تأثیر قاطعی در نگرش‏ افراد نسبت به ازدواج،الگوهای همسر گزینی و طرز تلقی‏ آنان از زندگی مشترک تشکیل خانواده دارند.برای نمونه‏ در یک پژوهش طولی که در میان گروهی از زنان روستایی‏ کشور مالی‏5انجام گردید،الگوهای ازدواج در میان آنها و نگرش افراد نسبت به آن مورد بررسی قرار گرفت.نتایج‏ نهایی این بررسی نشان داد به طور کلی ده سالی که از اجرای این پژوهش می‏گذشت،میانگین سن ازدواج‏ دختران از 17 سال به 18 سال افزایش یافته بود.این‏ بررسی همچنین نشان داد که دستیابی به سطح تحصیلی‏ بالاتر سبب تأخیر در امر ازدواج در افراد مورد بررسی‏ گردیده و میانگین سن ازدواج دخترانی که تحصیلات‏ متوسطه را به پایان رسانده بودند به 22 سال افزایش یافته‏ بود(استرنج‏6،1975).در بررسی دیگری که تأثیر سطح‏ تحصیلات را در ازدواج مورد ارزیابی قرار می‏داد،نشان‏ داده شد که 6/82%مردان،با زنانی ازدواج کرده‏اند که‏ سطح تحصیلات کمتری داشته‏اند؛در حالیکه 52% زنان با مردانی ازدواج کرده‏اند که سطح تحصیلات بالاتر از خود داشته‏اند(لاندیس‏7،1965).به طور کلی این‏ بررسی نشان داد که مردان گرایش به ازدواج با زنانی دارای‏ تحصیلات کمتر از خود دارند؛در حالیکه زنان مایل‏اند با مردانی ازدواج کنند که دارای میزان تحصیلات بالاتر از خود هستند(همان جا).

در یک بررسی که بر روی گروهی از دانشجویان رشته‏ پزشکی و رشته‏های پیراپزشکی یکی از دانشگاههای علوم‏ پزشکی کشور انجام گردید،ویژگیهای یک همسر ایده‏آل از دیدگاه آقایان به ترتیب با ایمان بودن،زیبا و خوش تیپ‏ بودن و فداکار بودن گزارش گردیده است.در حالیکه‏ خانمها داشتن ویژگیهایی چون مسئولیت پذیر بودن،با ایمان بودن،و وفادار بودن را به ترتیب در یک همسر ایده‏آل دارای اهمیت دانسته‏اند(حق دوست و همکاران، 1374).

در پژوهش حاضر،با هدف بررسی و مقایسه نگرش‏ دانشجویان مجرد رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی‏ ایران در مورد ازدواج،انگیزه انتخاب همسر و تشکیل‏ خانواده و موانع و مشکلات موجود در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است.به بیان دیگر هدف از اجرای این‏ بررسی آن بود که نگرش دانشجویان مجرد رشته پزشکی‏ این دانشگاه در مورد ازدواج سنجیده شود.همچنین تأثیر برخی متغیرهای جمعیت‏شناختی همچون وضعیت سنی‏ و وضعیت اقتصادی-اجتماعی بر نگرش افراد در مورد ازدواج بررسی شود.در این پژوهش بر شش زمینه در نگرش دانشجویان به شرح زیر تأکید شده است:

اهمیت ازدواج،نقش مذهب و فرهنگ در ازدواج،نقش خانواده‏ در ازدواج،وجود تفاوتهای بین فردی و اجتماعی در امر ازدواج،تأثیر عوامل اقتصادی و نیاز به حمایت در تشکیل‏ خانواده و تأثیر آشنایی و رابطه قبلی با همسر در ازدواج.

روش

این بررسی از نوع پژوهشهای توصیفی-مقطعی بوده‏ و.به بررسی نگرش دانشجویان پیرامون ازدواج پرداخته‏ است.آزمودنیها یپژوهش را 521 نفر(203 زن و 315 مرد،3 نفر جنسیت خود را مشخص نکرده‏اند)از دانشجویان مجرد رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی‏ (1)- Simpson

(2)- Campbell

(3)- Breshid

(4)- Feldman

(5)- Maly

(6)- Strange

(7)- Landis

ایران د ر6 مرکز تشکیل داده‏اند.مرحله اول نمونه گیری با روش طبقه‏ای انجام گردیده است.در این مرحله جامعه‏ مورد پژوهش(1560- N )در سه گروه 1-علوم پایه‏ (650- n )،2-فیزیوپاتولوژی و کار آموزی(دانشجویان‏ بالینی،480- n )،3-کارورزی(انترنی،430- n )تقسیم‏ گردیده‏اند.برای انتخاب تعداد نمونه مورد بررسی از فرمول‏ تعیین اندازه نمونه استفاده شد.

این افراد از مقاطع تحصیلی مختلف پژوهش از یک پرسشنامه‏ نگرشی شامل چند پرسش در مورد مشخصات آزمودنیها و 51 پرسش بسته که براساس روش پرسشنامه‏ای لیکرت با گزینه‏های موافقم،بی‏نظر و مخالفم تنظیم شده بود استفاده‏ گردیه است.برای نمره‏گذاری پرسشنامه‏های تکمیل شده‏ به هریک از گزینه‏های انتخاب شده که نگرش مثبت تلقی‏ شده‏اند 3 امتیاز،به گزینه‏هایی که نگرش منفی تلقی شده‏اند 1 امتیاز و به گزینه‏های بی‏نظر 2 امتیاز تعلق گرفته است.

بیشترین امتیاز ممکن 153 بوده است.پرسشهای نگرشی‏ در 7 گروه با عنوانهای:نگرش و اهمیت ازدواج،نقش‏ مذهب و فرهنگ،نقش خانواده،تفاوتهای بین فردی و اجتماعی،عامل اقتصادی و نیاز به حمایت،تمایل به‏ آشنایی و رابطه قبلی با همسر و سایر موانع انتخاب همسر طبقه‏بندی گردیده‏اند.به منظور بررسی اعتبار پرسشنامه از روش سنجش اعتبار محتوی و اعتبار صوری استفاده‏ گردیده است.

پس از تهیه و تنظیم پرسشنامه مورد نظر به منظور اجرای یک بررسی آزمایشی،نگرش 59 نفر(32 زن،27 مرد)از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران‏ مورد بررسی قرار گرفت.این افراد از بین دانشجویان سه‏ خوابگاه دانشجویی دانشگاه یاد شده به شیوه نمونه‏گیری‏ تصادفی ساده انتخاب شده و پرسشنامه برای تکمیل به‏ ایشان داده شده است.10 روز پس از تگمیل پرسشنامه‏ دوباره به همان دانشجویان مراجعه و از آنان خواسته شد که بار دیگر به پرسشنامه یاد شده پاسخ دهند.از این راه‏ ضریب همبستگی نمرات دانشجویان در آزمون-آزمون‏ مجدد برای بررسی پایایی ابزار پژوهش محاسبه گردید (001/0>P،62/0 r).پس از رفع مشکلات و نکات‏ اصلاحی مشخص شده در مرحله بررسی آزمایشی در پرسشنامه و مراحل اجرای آن،اجرای پژوهش اصلی آغاز گردید.برای اجرای پژوهش اصلی با مراجعه به بیمارستان‏ حضرت رسول(ص)،دانشکده پزشکی،بیمارستان‏ فیروزگر،دانشکده علوم پایه،بیمارستان شهدای هفتم تیر و بیمارستان فیروزآبادی،521 نفر از دانشجویان دانشگاه‏ علوم پزشکی ایران در سطح علوم پایه،بالینی و کارورز با روش نمونه‏گیری طبقه‏ای و پس از آن با روش نمونه‏گیری‏ تصادفی ساده انتخاب گردیدند.سپس پرسشنامه مربوطه‏ در بین دانشجویان انتخاب شده توسط پژوهشگران گروه‏ پژوهش توزیع و پس از تکمیل گردآوری گردید.

مشخصات افراد مورد بررسی از نظر مقطع تحصیلی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی،گروه سنی و محل سکونت‏ دایمی در جدول 1 ارائه گردیده است.

همان‏طور که در جدول 1 ملاحظه می‏شود 3/76%از آزمودنیهای پژوهش کمتر از 25 سال سن داشته‏اند و 7/23%افراد مورد بررسی بیشتر از 25 سال سن داشته‏اند.

این بررسی همچنین نشان داد که 7/83%آزمودنیها از نظر وضعیت اقتصادی،خود را در گروه متوسط قرار داده‏اند.

برای تحلیل داده‏ها از روشهای آمار توصیفی،آزمون t و تحلیل واریانس استفاده گردید.

یافته‏ها

میانگین،انحراف معیار و نمره F آزمودنیها در ابعاد گوناگون پرسشنامه در جدول 2 ارائه گردیده است.

نتایج نشان داد که نمره 293 نفر(56%)از افراد مورد بررسی بیش از میانگین کل(47/126)افراد بوده است.

همچنین نتایج تحلیل واریانس در بعد تفاوتهای بین‏ فردی،عامل اقتصادی و تمایل به آشنایی و رابطه قبلی با

اندیشه و رفتار » شماره 17 (صفحه 113)Description: C:\Documents and Settings\Haydar\Local Settings\Temp\wz6408\ArmLeft.gif 

 

جدول 1-فراوانی مطلق و نسبی آزمودنیهای پژوهش‏ بر حسب جنسیت،گروه سنی،سطح تحصیلات،وضعیت‏ اقتصادی،محل سکونت(521- N )*

(به تصویر صفحه مراجعه شود) *کلیه مواردی که جمع آنان کمتر از 521 نفر می‏باشند،در پرسشنامه بدون پاسخ مانده است.

61/3- SD ،23- X **

جدول 2-مقایسه میانگین و انحراف معیار آزمودنیهای پژوهش در ابعاد گوناگون پرسشنامه نگرش‏ بر حسب متغیر مقاطع تحصیلی(521- N )

(به تصویر صفحه مراجعه شود) همسر،اختلاف معنی‏داری را بین مقاطع تحصیلی نشان‏ داده است.بنابراین نگرش مثبت دانشجویان در بعد اهمیت ازدواج،نقش مذهب و فرهنگ ونقش خانواده‏ بیشتر از سایر ابعاد بوده است.میانگین و انحراف معیار نمرات افراد مورد بررسی بر حسب جنسیت،مقطع‏ تحصیلی،گروه سنی،وضعیت اقتصادی و محل سکونت‏ در جدول 3 ارائه گردیده است.

همانطور که در جدول 3 ملاحظه می‏شود گروه سنی‏ 30-26 سال بیشترین میانگین نمره‏های نگرش را به‏ دست آورده‏اند.همجنین از نظر مقطع تحصیلی گروه‏ کارورزها بالاترین میانگین را داشته‏اند.ضمن آنکه تعداد کمتری از نمونه‏های پژوهش که خود را در گروه کم درآمد طبقه‏بندی کرده‏اند،بیشترین میانگین را به دست آورده‏اند.

نتایج تحلیل واریانس میانگین نمرات آزمودنیهای‏ پژوهش در گروههای مختلف سنی تفاوت معنی‏داری را از نظر آماری نشان داد(001/0> P ،83/5- F ).بررسی‏ تفاوت میانگین نمرات گروهها با یکدیگر به کمک آزمون‏ شفه نشان داد که بین گروه سنی زیر 20 سال و گروه سنی‏ 30-26 سال از نظر آماری تفاوت معنی‏داری وجود داشته‏ است(01/0> P ،46/3- t ).نتایج تحلیل واریانس‏ نمرات آزمودنیهای با وضعیت اقتصادی-

جدول 3-فراوانی،میانگین و انحراف معیار نمرات‏ آزمودنیهای پژوهش در پرسشنامه نگرش(521- N )

(به تصویر صفحه مراجعه شود) اجتماعی مختلف نیز تفاوت موجود بین این گروهها را معنی‏دار نشان داد(05/0> P ،85/3- F )،اما آزمون شفه‏ تفاوتهای بین گروهها را معنی‏دار نشان نداد.همچنین نتایج‏ تحلیل واریانس نمرات آزمودنیها در مقاطع مختلف‏ تحصیلی نیز تفاوت معنی‏داری را میان آنها نشان داد (001/0> P ،65/6- F ).استفاده از آزمون شفه نیز تفاوت میان گروهها را از نظر آماری معنی‏دار نشان داد (01/0> P ،65/3- t ).نتایج تحلیل واریانس میانگین‏ نمرات آزمودنیهای پژوهش نشان داد که تفاوت نمرات‏ بین دو گروه اقدام کننده و گروهی که اقدام در این‏ راستا انجام نداده‏اند از نظر آماری معنی‏داری است‏ (01/0> P ،96/5- F ).

مقایسه میانگین نمرات آزمودنیهای پژوهش در دو گروه مردان و زنان با استفاده از آزمون t مستقل،تفاوت‏ معنی‏داری بین دو گروه نشان نداد.اما مقایسه میانگین‏ نمرات آزمودنیهای پژوهش د ردو گروه تهرانی و شهرستانی تفاوت بین این دو را از نظر آماری معنی‏دار نشان داد(001/0> P ،43/3- t ).

بحث در نتایج

میانگین و انحراف معیار نمرات آزمودنیهای پژوهش‏ در ابعاد مختلف پرسشنامه نگرشی به کاربرده شده نشان‏ می‏دهد که دانشجویان مورد بررسی در مورد ازدواج بیشتر از نگرش مثبت برخوردارند.نسبت نمره‏های به دست آمده‏ در مقایسه با بالاترین نمره‏های ممکن در ابعاد مختلف کم‏ و بیش یکسان است.یافته‏های پژوهش علیرغم تفاوتهای‏ معنی‏دار در متغیرهای مختلف گویای هم سطح بودن‏ ارزش نگرشی ابعاد مختلف در تاین ابزار پژوهش می‏باشد.

گفتنی است که با توجه به یک دست بودن و کم و بیش‏ همسان بودن آزمودنیهای پژوهش از نظر متغیرهای مهمی‏ چون سن،میزان تحصیلات و وضعیت اقتصادی- اجتماعی در مقایسه با جمعیت عمومی،به دست آوردن‏ چنین نتایجی قابل پیش‏بینی بوده است.

نمره‏های نگرش دانشجویان در هریک از ابعاد مورد بررسی نشان داد که نمره آزمودنیهای پژوهش در بعد تمایل‏ به آشنایی و رابطه قبلی با همسر آینده،بیشترین نمره‏ نسبت به حداکثر نمره ممکن است.این یافته می‏تواند گویای آن باشد که دانشجویان مورد بررسی بر آشنایی‏ با ویژگیهای اخلاقی،شخصیتی و رفتاری همسر آینده‏ بسیار تأکید دارند و آنرا عامل تعیین کننده مهمی در انتخاب همسر آینده خویش می‏دانند.به بیان دیگر،این‏ یافته پژوهش نشان می‏دهد که دانشجویان مورد بررسی‏ نگران آن هستند که در زمینه انتخاب همسر دچار اشتباه‏ شوند و تصمیم‏گیری ایشان بر پایه ویژگیهای واقعی همسرآینده‏شان نباشد.آزمودنیهای پژوهش در بعد عامل‏ اقتصادی و نیاز به حمایت نیز در بین دیگر ابعاد نمره‏ بیشتری کسب کرده‏اند.این یافته پژوهش نیز نشان دهنده‏ اهمیت عوامل اقتصادی و مالی در سوق دادن دانشجویان‏ نسبت به انتخاب همسر و تشکیل خانواده است.همان‏طور که بیان شد تفاوت در پاسخهای ارائه شده از سوی‏ آزمودنیها در زمینه متغیر جنسیت معنی‏دار نبود.معنی‏دار نبودن نمره‏های مردان و زنان دانشجو می‏تواند به دلیل‏ یکسان بودن سطح تحصیلی و تا حدودی فرهنگی و نزدیک بودن میزان آگاهی آنان از امور اجتماعی باشد.اما بین پاسخهای ارائه شده از سوی دانشجویان شهرستانی و تهرانی تفاوت معنی‏داری نشان داده شده.شاید این یافته را بتوان به دلیل سادگی زندگی در شهرهای کوچک،پیچیدگی‏ کمتر روابط اجتماعی و شیوه‏های تعامل بین افراد تلقی کرد که خود ضرورت بررسیهای بیشتری را در این زمینه نیز گوشزد می‏نماید.

مروری ب ربرسیهای انجام شده در کشورهای اروپایی‏ و آمریکای شمالی نشان می‏دهد که به دلیل الگوهای‏ فرهنگی و معیارهای اجتماعی خاص در زمینه انتخاب‏ همسر و تشکیل خانواده،نبودن محدودیت در زمینه‏ ارتباط بین دختران و پسران،آزادیهای جوانان در ارضاء غرایز جنسی به شکلهای مختلف بین رویکردهای‏ پژوهشی این کشورها نسبت به آنچه در کشورهای اسلامی‏ و به ویژه در کشور ما درباره مسائل جنسی و ازدواج وجود دارد،تفاوت بنیادی مشاهده می‏شود.بنابراین امکان‏ مقایسه یافته‏های پژوهش حاضر با یافته‏های بسیاری از پژوهشهای دیگر میسر نبوده است.

وجود سوگیری در پاسخ آزمودنیها به یک پرسشنامه‏ نگرشی مانند پرسشنامه بکار بده شده در پژوهش حاضر، ممکن است در این بررسی نیز تأثیر گذاشته باشد.از آنجا که این بررسی به دانشجویان پزشکی یکی از دانشگاههای‏ علوم پزشکی کشور محدود شده است،تعمیم دادن آن به‏ سایر دانشجویان باید با احتیاط صورت گیرد.با توجه به‏ اهمیت موضوع و تأثیر آن بر بهداشت روانی جامعه و به‏ دلیل وجود خرده فرهنگیهای متفاوت شهری و روستایی و دیگر اقشار جامعه،پیشنهاد می‏گردد بررسیهای بیشتری‏ در این زمینه صورت گیرد.

سپاسگزاری

با تشکر از حوزه معاونت محترم پژوهشی دانشگاه‏ علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران که هزینه‏ انجام این پژوهش را عهده‏دار بوده است و با سپاس از گروه کارشناسی دفتر معاونت پژوهشی به ویژه خانم‏ فرخنده ملکی،در خصوص رفع اشکلات طرح پیشنهادی‏ و کوششی که در بازبینی نهایی گزارش پایایی طرح انجام‏ داده‏اند.

با سپاس فراوان از خانمها صفیه اصغر زاده امین،طیبه‏ اوردیخانی7گیتی رجبی و عزت السادات رضوی به خاطر گردآوری اطلاعات،خانم پروین یزدانی به دلیل ورود اطلاعات و خانم سودابه طاهری به خاطر تایپ‏ کامپیوتری.

نگارندگان لازم می‏دانند از کمیته تحقیق دانشجویان‏ دانشکده پزشکی به ویژه آقای محمد هاشم آخوندی نسب‏ که علاوه بر کمک اصلی در تنظیم پیش‏نویس طرح در مراحل اجرای طرح نیز یاری نموده‏اند و نیز از مسئولین‏ بیمارستان حضرت رسول(ص)،دانشکده پزشکی، بیمارستان فیروزگر،دانشکده علوم پایه،بیمارستان‏ شهدای هفتم تیر و بیمارستان فیروز آبادی که با صمیمیت‏ در تکمیل پرسشنامه ما را یاری داده‏اند سپاسگزاری‏ نمایند.

منابع

امینی،ابراهیم(1373).انتخاب همسر.تهران:انتشارات انجمن‏ اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران.

بابا زاده،علی اکبر(1375).مسائل ازدواج و حقوق خانواده.

تهران:دفتر تحقیقات و انتشارات بدر.

اندیشه و رفتار » شماره 17 (صفحه 116

حرالعاملی،شیخ محمد بن الحسین(متوفی به سال 1104 ه ق.)

وسائل الشیعه،جلد 14،صص 6-2،تهران:چابخانه‏ اسلامیه.

حق دوست،علی اکبر؛رواز،کوروش؛کاملی،جعفر؛لطیفی، نور احمد(1374).بررسی دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی‏ پیرامون عوامل مؤثر در ازدواج،فصلنامه اندیشه و رفتار، سال دوم،شماره 3،29-20.

خسرو پور،یوسف(1354).روانشناسی نوجوانی.تهران: چابخانه بانگ ملی.

راوندی،مرتضی(1357).تاریخ اجتماعی ایران و کهنترین‏ ملل باستانی از آغاز اسلام.تهران:مؤسسه انتشارات امیر کبیر.

شورای طرح جامع آموزش خانواده(1374).آموزش جوانان در آستانه ازدواج،تهران:انجمن اولیاء و مربیان جمهوری‏ اسلامی ایران.

مطهری،مرتضی(1374).نظام حقوق زن در اسلام.تهران: انتشارات صدرا

الفروع،جلد 5،ص 333.

مجله اندیشه و رفتار  تابستان و پاییز 1378 - شماره 17 و 18 از صفحه 109 تا 116


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 تیر1391 توسط مربی

عنوان مقاله: بررسی نظریه نوسازی: مطالعه موردی درباره تقدیر گرایی فرهنگی در ایران

نویسنده : آزادارمکی، تقی


 

چکیده :

در بررسی این سؤال که آیا توسعه فرهنگی در مقایسه با توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی در جامعه ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است؟(عظیمی:1370)بسیاری از صاحب‏نظران توسعه در ایران، توسعه فرهنگی را مقدم و شرط توسعه اقتصادی و سیاسی می‏دانند.جامعه‏ای می‏تواند به توسعه جامع دست یابد که نخست توسعه فرهنگی و یا جریان کلی توسعه با پیش‏فرض‏های فرهنگی و انسانی داشته باشد.جامعه در توسعه فرهنگی با عقاید، ارزش‏ها، هنجارها، نگرش‏ها، علم، سازمان‏های علمی، تحقیق، نوآوری و...رو به رو است.وضوح یا ابهام و دخالت و یا عدم دخالت هر یک از عناصر فرهنگی فوق می‏تواند در روند توسعه فرهنگی مؤثر باشد.از طرف دیگر ارتباط خرده‏نظام‏های اجتماعی با یکدیگر(نظام‏های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و شخصیتی)، همچنین ارتباط کلیت جامعه و فرهنگ نیز می‏تواند عواملی مؤثر در سازماندهی روند توسعه باشد.در این تعامل سهم هر یک از این عناصر به مقتضای زمانی و مکانی و تاریخی متفاوت خواهد بود.چنانچه جامعه از نظر اقتصادی سامانمند باشد، فرهنگ نقش‏آفرین‏تر است و اگر جامعه از لحاظ سیاسی و یا اقتصادی در عدم تعادل باشد، عناصر سیاسی و اقتصادی تعیین‏کننده‏ترند.در مجموع می‏توان گفت فرهنگ«بستر»حرکت جامعه می‏باشد:

فرهنگ در حقیقت بستری است که زندگی در درون این بستر شکل می‏گیرد. فرهنگ«ملاط»اجتماعی است.مصالح ساختمان یک جامعه یعنی انسان‏ها و خانواده‏ها از طریق فرهنگ به هم متصل می‏شوند و جامعه را می‏سازند.اگر فرهنگ را از جامعه بگیریم، حتی اگر مصالح ساختمانی آن هم خوب باشد باز مصالح ساختمانی به صورت مجزا از هم باقی می‏ماند و«کلیت»یعنی جامعه پدید نمی‏آید (عظیمی 1371:16).

توسعه فرهنگ در جامعه به طور اتفاقی و بدون برنامه‏ریزی و یا با کنترل قدرت‏های خارجی از بیرون و بدون ملاحظه توانمندی‏ها و یا مشکلات آن، صورت نمی‏گیرد.زیرا فرهنگ‏ها در مقابل جریانات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی واکنش‏های متفاوتی از خود بروز می‏دهند.برخی از فرهنگ‏ها به دلیل عدم انسجام درونی عناصر و یا ضعف در نظام هنجاری و ارزشی در مواجهه با نوآوری‏های فنی، دچار آسیب و عدم تعادل می‏شوند، در این شرایط دست‏یابی به انسجام درونی برای توسعه‏یافتگی ضروری است.یکی از وجوه انسجام درونی فرهنگ برداشت‏های مشترک نخبگان از فرآیند توسعه فرهنگی است:

توسعه‏یافتگی هدفی بزرگ است که بالاترین درجات هماهنگی و همسویی و انطباق را می‏طلبد.مکان اصلی این انطباق، اندیشه و تفکر است.به سخن دیگر، یکی از اصول ثابت متدولوژیک، توسعه، همسویی و انطباق اندیشه‏های افراد یک جامعه است به گونه‏ای که بتوان به آن چارچوبی منسجم داد(سریع القلم 1373:19).

انسجام درون-فرهنگی که شرط عمده توسعه فرهنگی است به عناصر متعددی وابسته است:1.تعادل تقدیر و تدبیرگرایی؛2.علم و تحقیق؛3.تمایل رهبران و نخبگان به تغییر؛4.تناسب بین فرهنگ و شرایط بیرونی؛5.استقبال از تغییر و نوآوری؛ 6.تمایل به تغییر و تحول فرهنگی در سطح کلان؛7.سازمان‏ها و نهادهای فرهنگی مدافع تحول و تغییر؛و 8.ارزیابی مستمر از روند تغییرات فرهنگی.

در بحث از نوسازی فرهنگی در کشورهای توسعه‏نیافته عموما فرهنگ با سنت‏گرایی و فقدان نوآوری تعریف شده است.زیرا اصل بر این است که کشورهای در حال توسعه‏در برابر نوآوری مقاومت می‏کنند و در مقابل، کشورهای پیشرفته اساسا تمایل به نوآوری دارند:

در جامعه پیشرفته روحیه استقبال از تغییر و گرایش به پویش و نوآوری، یک ارزش محسوب می‏شود این خصیصه نه تنها در جوامع عقب‏مانده و سنتی مشاهده نمی‏شود، بلکه به عکس نگرانی از تغییر و بدبینی از هر بدعتی در فرهنگ سنتی موجود، ریشه‏ای دیرینه و مزمن دارد(ساولی 1373:55).

مقاومت در برابر نوآوری‏ها و بدبینی نسبت به آن، بیشتر به دلیل وجود گرایش تقدیرگرایانه در جوامع توسعه نیافته تلقی شده است.به عبارت دیگر در متون مربوط به توسعه‏یافتگی، متفکران نظریه نوسازی، دو جامعه سنتی و نو را دو قطب انگاشته‏اند. اینکلس در تحلیل جامعه مدرن معتقد است ضمن اینکه کلیت جامعه از جهت ساختار پویا و نو می‏باشد، عناصر فرهنگی و انسانی آن نیز مدرن شده است.برای انسان در این فرهنگ و جامعه، زمان با اهمیت است و همه امور رو به سوی آینده دارد.در حالی که در جامعه سنتی، انسان به گذشته می‏اندیشد و زمان حال را نیز بر اساس گذشته تغییر و تفسیر می‏کند.به عبارت دیگر او بیشتر سنت‏گراست(اینکلس 1966).ماکس وبر نیز در تحلیل سبب پیدایش سرمایه‏داری به تغییر نگرش افراد نسبت به عناصری چون خدا، آخرت، کار، سرمایه، زمان، و...توجه نموده است.از نظر او با تحول در تفکر دینی مسیحیت که به پیدایش کالونیسم انجامید، تلقی جدیدی از کار و آخرت حاصل شد و بر اثر آن توسعه اقتصادی تحقق یافت.او هم از دو جامعه سنتی و مدرن یاد نموده است. جامعه سنتی از نظر او مبتنی بر سنت‏گرایی و تقدیرگرایی است(وبر 1364).

با توجه به اینکه یکی از مباحث اصلی مطرح در توسعه تقابل تقدیرگرایی و تدبیرگرایی است، از تمایل طرفداران نظریه نوسازی چنین بر می‏آید که تقدیرگرایی یا سرنوشت‏گرایی عنصر مسلط بر فرهنگ جوامع غیر پیشرفته است(الیاسی 1364)، از این رو رمز توسعه‏یافتگی در جهان غرب را تدبیرگرایی می‏دانند و توسعه‏نیافتگی کشورهای جهان سوم را ناشی از تقدیرگرایی بر می‏شمرند.به عبارت دیگر، تقدیرگرایی یکی از موانع فرهنگی-اجتماعی توسعه در کشورهای توسعه‏نیافته تلقی شده است.در متون اقتصادی و اجتماعی توسعه در جهان و ایران از آغاز این مطلب مطرح شده که ساختار فرهنگ و جامعه سنتی بر اساس تقدیرگرایی و نفی اراده و آزادی انسانی و نوآوری نهاده شده است و فرهنگ جامعه صنعتی بر قبول آزادی و نوآوری متکی است:

انسان(جامعه سنتی)در پی باور بر این پندار که دنیا جاودانه بر همان پاشنه می‏چرخد، تلاشش بر آن است که با قدرت‏های بزرگ طیبعت کنار آید و در پی استیلا یافتن بر آنها نیست.معنای ادیان کشاورزی همین است، در این ادیان سلطه‏طلبی بر طبیعت تقریبا به منزله جادوگری است، (آلبرتینی 1352:46-47).«در محیط سنتی، دنیا ثابت است، انسان با محیط منطبق می‏شود، و زندگی انسان تابع ضرورت‏های گذشته و بر اساس نمونه‏ها و سرمشق‏هایی است که زاده رسوم و عادت است، در حالی که در محیط مدرن انسان می‏خواهد بر دنیا سلطه جوید، انسان می‏خواهد محیط را تغییر دهد و زندگی انسانی تابع ضرورت‏های آینده است و باید بعد از کهنه، نو بیاید(همان جا).

با توجه به مطالب فوق می‏توان دو سؤال مطرح کرد:

1.آیا می‏توان فرهنگ سنتی را با صفت تقدیرگرایی و فرهنگ نو را با صفت تدبیرگرایی تعریف کرد؟به عبارت دیگر، آیا می‏توان جامعه‏ای را کاملا«تقدیرگرا»و جامعه‏ای را«تدبیرگرا»نامید؟

2.در صورتی که متون توسعه از جهت نظری و عقلی مدعی وجود تقدیرگرایی در فرهنگ‏های سنتی باشند، آیا می‏توان رمز توسعه‏نیافتگی ایران را با این متغیر توضیح داد؟

برای پاسخگویی به دو سؤال فوق لازم است، در آغاز دیدگاه نظری نوسازی را در این زمینه مطرح کنیم و مورد ارزیابی قرار دهیم و سپس به بررسی تجربی میزان تقدیرگرایی و یا تدبیرگرایی(مردم تهران)برآییم.در این بررسی، از چارچوب نظری نوسازی استفاده شده است.زیرا در بحث از توسعه فرهنگی، صاحب‏نظران نظریه نوسازی به اهمیت عوامل فرهنگی را از قبیل زبان، مذهب، سنت‏ها، هنجارها، ارزش‏ها،

سابقه علمی و فرهنگی و...تأکید می‏کنند.در این نظریه، توسعه‏نیافتگی بیشتر بر اساس وجود مانع فرهنگی از قبیل«تقدیرگرایی»و«حاکمیت سنت‏ها بر جامعه»، تبیین می‏شود.

پیش‏فرض‏های نظریه نوسازی

نظریه نوسازی در بحث از توسعه فرهنگی سه پیش‏فرض کلی مطرح می‏کند که در ادامه مقاله به بررسی آنها می‏پردازیم:

1.توسعه‏نیافتگی با صفت سنت‏گرایی مشخص شده است و در مقابل، توسعه‏یافتگی به منزله طرد سنت‏گرایی و قبول عناصر فرهنگ عینی تلقی شده است.

متفکران نظریه نوسازی چنین تصویری از گذر از جامعه ساده به پیچیده به دست داده‏اند:

تصویر گذر از یک جامعه ساده به جامعه پیچیده در تحلیل‏های هر سه متفکری که از آنان نام بردیم(وب، دورکیم و مارکس)وجود دارد.تمام آنان به نحوی از انحا بر در هم شکستگی جامعه‏های کوچک و ساده و ظهور ساختارهای اجتماعی عمومی و غیر شخصی تأکید داشتند.این طبقه‏بندی دوگانه و به تبع آن جستجو برای یافتن منافع نظام اخلاقی حاکم، از آن زمان تا کنون بر اندیشه جامعه‏شناختی حاکم بوده است (بروف 1369:25).

بر اساس پیش‏فرض فوق در دست‏یابی به توسعه فرهنگی، تراوش عناصر فرهنگی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای توسعه‏نیافته ضروری تلقی شده است.توسعه فرهنگی در صورتی محقق می‏شود که کشورهای توسعه‏نیافته این عناصر را به جزیی از فرهنگ خویش بدل کنند.مدافعان این نظریه به نتیجه‏گیری زیر دست یافته‏اند:

بنا بر این نظر، چون توسعه‏یافتگی حاصل تراوش و فرهنگ‏پذیری است، علت دوام توسعه‏نیافتگی، وجود موانع و مقاومت‏ایی در برابر این تراوش است(فرانک 1359:19).

با قبول پیش‏فرض فوق در بررسی علل توسعه‏نیافتگی می‏توان به نتایج زیر دست یافت:

الف)توسعه‏نیافتگی معادل با سنت‏گرایی است.

ب)علل دوام توسعه‏نیافتگی، وجود موانع و مقاومت‏های فرهنگی است.

ج)عمده‏ترین مانع فرهنگی توسعه‏نیافتگی، تقدیرگرایی است.

د)راه توسعه‏یافتگی، نفی عناصر فرهنگ بازدارنده از جمله تقدیرگرایی و پذیرفتن عناصر فرهنگ توسعه‏یافته است.

2.پیش‏فرض دوم در نظریه توسعه، قبول دو نوع جامعه(سنتی و مدرن)در کل جهان و اتلاق صفت توسعه‏نیافتگی به جامعه سنتی و اتلاق صفت توسعه‏یافتگی به جامعه مدرن است و توسعه به منزله تبدیل جامعه سنتی به مدرن است.

شبهه‏ای اساسی که بسیاری از متفکران جدید توسعه در نقد دیدگاه‏های نوسازی مطرح کرده‏اند همانا تقسیم بندی جوامع به سنتی و جدید است:

متداول‏ترین آنها(نظریه مراحل رشد)تقسیم‏بندی سنتی-جدید است.در این تقسیم‏بندی فرض بر این بود که تمام جامعه‏ها در این مرحله شبیه به هم و همگی «سنتی»بودند و در نهایت همان مجموعه تغییراتی را که در غرب پیش آمده بود پشت سر می‏گذارند و جدید می‏شوند(بروف 1369:25).

جوامع، دارای تاریخ و ساختارهای اجتماعی متفاوتی هستند و دلیلی بر قبول روند تغییرات یکسان از مراحل فئودالی، قبیله‏ای و امپراطوری‏های دیوانسالار به سرمایه‏داری جدید برایشان وجود ندارد.از طرف دیگر برداشتی که از مفهوم سنتی ارائه شده غلط است، زیرا آن را مترادف با جامعه همگن ایستا دانسته‏اند.از طرف دیگر، آنچه متفکران نوسازی از قبیل وبر، دورکیم، مارکس، پارسنز، هوزلیتز و...درباره سنتی در مقابل جامعه مدرن مطرح کرده‏اند ضمن اینکه دارای اعتباری نظری نیست، به واسطه تجربیات و مشاهدات نیز تایید نشده است.

به هیچ وجه مشخص نیست که جامعه توسعه‏یافته بر اساس متغیرهای الگویی«جدید» و جامعه توسعه‏نیافته بر اساس متغیرهای«سنتی»سازمان یافته باشند.اما حتی اگر ادعای پارسنزگرایان را بپذیریم که این مجموعه متغیرهای الگویی می‏توانند توصیف دقیقی از یک وضعیت دو قطبی ارائه دهند، اعتبار خود این تقسیم‏بندی هنوز مورد تردید است (همان جا ص 31).

بعضی از منتقدان دیدگاه نوسازی، مدعی شده‏اند که اولا جامعه سنتی دارای ساخت یکسان نبوده است، ثانیا هر یک از جوامع سنتی با نوع دیگر آن متفاوت است:

صور و تاریخ ساختارهای طبقاتی جامعه‏های توسعه‏نیافته تفاوت‏های زیادی با یکدیگر دارد و بخش اصلی هر تبیینی را شکل می‏دهد(همان جا ص 2).

در مجموع بایستی به این نکته توجه کرد که نمی‏توان همه کشورهای در حال توسعه و یا توسعه‏نیافته را درقالب کشورهای جهان سوم قلمداد نمود.زیرا این کشورها از یک الگو تبعیت نمی‏کنند.به همین جهت تصور می‏شود توسعه‏نیافتگی وضعیتی منحصر به فرد است، و تمام صور تجربی آن صرفا تنوعات یک نوع آرمانی هستند.دو انتقاد بر این رویه وارد است:اول آنکه جامعه‏های توسعه‏نیافته معاصر، آن چنان گوناگون هستند که توصیف همه آنها بر حسب یک الگوی واحد ممکن نیست.مؤید این اعتراض، ایجاد الگوهای متعددی است که هر جامعه‏ای بر نوع آرمانی یکی از الگوها منطبقاست.واقعا می‏توان این سؤال منطقی را مطرح کرد که با وجود تفاوت‏های فوق‏العاده زیاد کشورهای توسعه‏نیافته، چه نیازی به طرح یک«جهان سوم»واحد است.انتقاد دوم از نوع دیگری است.این فرضیه که می‏توان یک الگو از جامعه توسعه‏نیافته را انتخاب کرد و سپس به تحلیل فرایندهای اجتماعی پرداخت، فرضیه‏ای غیر تاریخی است( Robock ، 1975).

3.پیش‏فرض سوم نظریه نوسازی، عمومیت بخشیدن به این امر است که همه جوامع سنتی غیر مدرن، دارای دوگانگی ساختاریند و احتمال تزاحم ساختاری در آنها وجود دارد، این پیش‏فرض نیز غیر عملی است.عده‏ای اصرار دارند تا یکی از عمده‏ترین ویژگی‏های جامعه توسعه‏نیافته را دوگانگی بدانند.

بارزترین ویژگی جامعه توسعه‏نیافته پدیده دوگانگی است و همین ویژگی، نامناسب بودن نظریه‏های اقتصادی غربی را درمدل‏سازی توسعه باعث می‏شود-مبحث دوگانگی در شکل کنونی آن نخستین بار توسط پروفسور لوبیس مطرح شد... (بروف 1369:1-2).

دوگانگی به معنی وجود دو بخش در اقتصاد داخلی و حتی در ساخت اجتماعی‏

 

است، فرض بر این است که هر یک از این ساخت‏ها مستقل و منفک از دیگری است و با قواعد خاص خود عمل می‏کند.

دوگانگی به معنی عدم ارتباط بین بخش‏هایی از اقتصاد کشور توسعه‏نیافته است که تابع قواعد یکسانی نیستند.اصطلاحا یکی از این دو بخش را«بخش سنتی»و دیگری را «بخش مدرن یا سرمایه‏داری»نام نهاده‏اند(الیاس 1364:40).

بخش سنتی به صورت اقتصاد معیشتی و بخش مدرن به صورت سرمایه‏داری اداره می‏شوند.تولید سرمایه‏داری دارای ویژگی‏های خاصی است:

اولا صاحبان عوامل تولید لااقل در حین تولید مجزا و منفک هستند و هر کدام هدف اقتصاد خاصی را دنبال می‏کنند.ثانیا مقصود از تولید در چنین نظامی، عرضه محصول به بازار و فروش آن در برابر بهایی است که بر حسب سود به دست آید.ثالثا تولید کننده نسبت به عواملی که از بیرون از واحد تولیدی دریافت می‏کند واکنش مناسب را از خود بروز می‏دهد و عامل تعیین کننده نحوه فعالیت او، نیاز مصرفی خود کارفرما و کارگران وی نیست، و بالاخره تولید سرمایه‏داری برای بقای خود به کسب سود و سرمایه‏گذاری بخشی از آن متکی است و تولید کننده برای به حداکثر رسانیدن سود خود دقیقا یا حدودا از قاعده‏ای خاص تبعیت می‏کند و در این زمینه، تابع عواملی بیرون از حدود اختیارات خویش است(همان جا:53.

اما در بخش اقتصادی معیشتی جامعه توسعه‏نیافته مهم‏ترین مسئله تأمین خوراک و پوشاک نسبتا کافی است که تولید کننده با آن رو به رو است.

با فرض قبول دوگانگی ساختاری، به سه نوع می‏توان آن را ارزیابی کرد:

1.عده‏ای دوگانگی ساختاری را موجب وابستگی جامعه دانسته و محصول آن را تعارضات و تزاحم‏های متعدد می‏دانند.بعضی از نویسندگان که فرانک برجسته‏ترین آنان است استدلال می‏کنند که ساز و کارهایی وجود دارد که موجب می‏شود بخش جدید، بخش سنتی را استثمار کند و باعث توسعه‏نیافتگی آن شود.فرانک حتی فراتر می‏رود و مدعی است که نمی‏توان از دو بخش مجزا صحبت کرد:

زنجیره پیوسته‏ای از روابط بهره‏کشی پیشرفته‏ترین و عقب‏مانده‏ترین بخش‏های این جامعه‏ها وجود دارد(بروف 1369:ص 34

2.عده‏ای دو بخش جامعه را کاملا مستقل دانسته و روابط متقابل بین آنها را بسیار کم می‏دانند.

3.سومین نظر به استقلال نسبی هر یک از بخش‏ها اعتقاد دارد و بر آن است که:

این دو بخش با یکدیگر ارتباط نیز دارند.به عبارت دیگر هر دو بخش همزیستی مسالمت‏آمیز دارند(همان جا).

با قبول دوگانگی ساختاری در جامعه توسعه‏نیافته و ملاحظه متغیرهای درونی تحول‏زا از قبیل روشنفکران، رهبران سنتی، ارزش‏ها و هنجارهای توسعه و...و متغیرهای درونی از قبیل نوع رابطه با کشورهای صنعتی، موقعیت سیاسی و نظامی در منطقه و میزان مشارکت در بازر بین‏المللی و حمایت‏های بین‏المللی، می‏توان صور گوناگون برای هر جامعه ترسیم کرد.رابطه بین این متغیرها می‏تواند زمینه‏ساز توسعه و یا بحران‏های ساختاری و به هر تقدیر نتایج متفاوتی برای هر جامعه باشد.

در مجموع می‏توان از لحاظ نظری اعتبار پیش‏فرض‏های اساسی پارادایم نوسازی را که در صفحات پیش بدان اشاره شد، مورد تردید قرار داد.با وجود این بسیاری از صاحب‏نظران توسعه هنوز اعتبار زیادی برای این پارادایم قایل هستند، اما در بررسی روند توسعه در ایران باید به اشکالات پارادایم نوسازی توجه شود و در جهت دست‏یابی به نظریه‏ای که تبیین کننده جریان توسعه در ایران باشد تلاشی صورت بگیرد، با توجه به نکات اشاره شده ما در صددیم برای گشودن راه، دست به آزمونی تجربی بزنیم و میزان اعتبار این نظریه را بسنجیم.

آزمون تقدیرگرایی در ایران

یکی از راه‏های ارزیابی میزان توسعه‏یافتگی جامعه ایران، سنجش میزان سنتی بودن یا به عبارت بهتر سنجش میزان تقدیرگرایی در جامعه است-در صورت تفوق تقدیرگرایی بر تدبیرگرایی، بایستی قائل به این شد که جامعه ایران کاملا سنتی است، و در صورت‏همزیستی تقدیرگرایی و تدبیرگرایی، می‏توان قائل به دوگانگی ساختاری در جامعه شد. در این صورت دو سؤال اساسی نظری در ادامه بحث مورد نظر است و مطالعه میدانی نیز در صدد پاسخ‏گویی به آنها است.

1.آیا جامعه قائل به این است که کاملا تقدیرگراست؟(و یا اینکه)تدبیرگراست؟

2.آیا تعارضی بین تقدیرگرایی و تدبیرگرایی وجود دارد؟

برای پاسخگویی به دو سؤال فوق، مطالعه در سطح شهر تهران صورت گرفته است.

در تهران مرکز کشور ایران، با بیش از 7 میلیون نفر جمعیت، بیشترین فعالیت اقتصادی، سیاسی و علمی، برنامه‏ریزی و اجرا می‏شود.در صورتی که مردم تهران به طور عام و روشنفکران و تحصیل کرده‏ها به طور خاص تقدیرگرا باشند، می‏توان مدعی شد که در این کشور توسعه امکان‏پذیر نیست، چون تقدیرگرایی با قبول فرهنگ توسعه (نوآوری، آزادی فردی و جمعی)معارض است.از طرف دیگر تقدیرگرایی از عمده‏ترین شاخص‏های بازدارنده در روند توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.

از این رو در سطح شهر تهران مطالعه‏ای 1 انجام شدکه مسئله اصلی بررسی میزان تقدیرگرایی و یا تدبیرگرایی آنان بود. 2 به همین سبب سؤالاتی در قالب گویه‏ها در دو محور تقدیرگرایی و تدبیرگرایی طرح گردید و مورد سنجش قرار گرفت 3 .

الف.میزان تقدیرگرایی

مجموعا با 5 گویه زیر مفهوم تقدیرگرایی به طور مستقیم سنجیده شده است:

1.سرنوشت هر کسی از قبل تعیین شده است و نمی‏توان آن را تغییر داد.

2.اگر خدا می‏خواست وضع ما بهتر از این که الان هست، بود.

3.دیگر به هیچ چیز و هیچ کس نمی‏توان تکیه کرد(حتی به خود)فقط خدا باید مشکلات ما را حل کند.

4.در کار دنیا نباید چون و چرا کرد، ما باید فقط شکرگزار باشیم.

5.روزی و قسمت ما از زندگی همین است که الان داریم.

گویه‏های فوق تصور فرد را از اعمال اراده فردی در ایجاد تغییرات در زندگی شخصی و اجتماعی خود مورد بررسی قرار می‏دهد.به طور کلی این بررسی نشان می‏دهد که اکثر پاسخگویان با یان گویه‏ها موافق یا کاملا موافق هستند اما باید تأکید کرد که از میان مخالفان، میزان مخالفت گروه سنی جوان 15-29 بیش از بقیه گروه‏های سنی بوده است و مقایسه بین نظر پاسخگویان در گروه‏های مختلف تحصیلی نشان می‏دهد با افزایش سطح تحصیلات، از درصدر کسانی که با گویه‏های عنوان شده موافق بوده‏اند کاسته شده اس، و میزان مخالفت افراد مجرد بیش از افراد متأهل است، همچنین در مقایسه بین نظر پاسخگویان متولد تهران با سایر شهرستان‏ها و روستاها نیز تفاوتی معنی‏دار وجود دارد، بیشترین درصد مخالفت را متولدان تهران نشان داده‏اند(جداول 1، 2، 3، 4، 5).

T میزان مخالف با سه گویه اول(جدول 1، 2، 3)حکایت از تقدیرگرایی بسیار می‏کند، زیرا که اهالی تهران به سبب اعتقاد به خداوند معتقدند هیچ کس به جز خداوند حلاّل واقعی مشکلات نیست و انسان بایستی به او توکل کند، از طرف دیگر سرنوشت انسان در کل از قبل تعیین شده است و روزی او نیز در دست خداوند است.با وجود این که افراد جوان‏تر و تحصیل‏کرده‏تر و مجردان در مقایسه با دیگران، کمتر با این نظرات‏

 

موافق‏اند 4 ولی میزان موافقت کمتر با گویه شماره 5 که به نوعی به بحث رابطه اراده و اختیار با نظام اجتماعی پرداخته است، نشان می‏دهد که از نظر پاسخگویان اعتقاد به تقدیرگرایی در خلقت و آفرنش با اعمال اراده فردی در زندگی تعارضی وجود ندارد (میزان موافقت با گویه شماره دوم 85%، با گویه سوم و چهارم 68% و با گویه پنجم 56% است).

ب.میزان تدبیرگرایی

مجموعا با 5 گویه زیر مفهوم تدبیرگرایی به طور مستقیم سنجیده شده است:

1.درست از که خداوند و سرنوشت در زندگی انسان‏ها نقش مهمی دارند، ولی خداوند به هر کسی به اندازه تلاش و کوششی که می‏کند پاداش می‏دهد.

2.تنها با دعا هیچ کاری درست نمی‏شود، هر کس باید خودش برای پیشرفت تلاش کند.

3.اگر اراده و پشتکار داشته باشیم به هر چیزی بخواهیم می‏رسیم.

4.تنها عامل موفقیت و خوشبختی هر کسی سعی و تلاش خود اوست و سرنوشت در این میان نقشی ندارد.

5.اعتقاد به سرنوشت یک اعتقاد خرافی است.

گویه‏های فوق میزان اعتقاد فرد به این امر را می‏سنجد که میزان موفقیت هر کسی ناشی از تلاش و کوشش خود او و بهره‏برداری از امکاناتی است که به او اعطا شده است. گویه‏ها وجود رابطه بین تدبیرگرایی و تقدیرگرایی تا تدبیرگرایی محض را که نفی تقدیرگرایی است می‏سنجد.اکثر پاسخگویان از 5 گویه، با 4 گویه نسبتا یا کاملا موافق بوده‏اند، بین نظر مردان و زنان با گروه‏های سنی و تحصیلی مختلف تفاوت چندانی وجود نداشته است، بدین معنی که آنها به رابطه بین اراده و تقدیر معتقد می‏باشند، ولی مخالفت آنها با گویه 5 به منزله اعتقاد به تقدیر است.از نظر وضعیت تأهل و محل تولد نیز میانشان تفاوت معنی‏داری دیده نشد.40 درصد پاسخگویان نسبت به گویه شماره 5

نتیجه‏گیری

مطالعه حاضر نشان می‏دهد مردم تهران که مرکز کشور است و گروه‏های اجتماعی اصلی در تولید و برنامه‏ریزی در آن زندگی می‏کنند، به طور نسبی به تقدیر اعتقاد دارند اما نقش تدبیر و اراده را نیز در تعیین سرنوشت خود انکار نمی‏کنند.می‏توان گفت از نظر آنان تقدیرگرایی و تدبیرگرایی در هم ممزوج شده‏اند.

نتایج به دست آمده نشان می‏دهد:«اگر چه اکثریت قابل توجه پاسخگویان به متعین‏

فرهنگ » شماره 22 صفحه 207

 

بودن سرنوش و روزی و قسمت هر کس در زندگی معتقدند(72 درصد پاسخگویان) اما همچنان برای اراده و تلاش و کوشش فرد و به عبارتی تدبیراندیشی وی نقش اساسی قائلند.(96 درصد در حد خیلی زیاد و نسبتا زیاد، متن گزارش ص 25).از طرف دیگر نتایج کلیه گویه‏ها، اعم از گویه‏هایی که تکیه بر بعد سرنوشت‏گرایی و از پیش مشخص داشتند و گویه‏هایی که بر اراده و تدبیر انسان تأکید داشتند، پس از هم جهت شدن در قالب شاخص تقدیرگرایی کل بررسی شد...و تنها 32 درصد پاسخگویان در حد زیاد یا خیلی زیاد گرایش‏های تقدیرگرایانه محض داشتند»(همان جا 26).

اکنون اگر به دو سؤال اساسی خود باز گردیم می‏توانیم بگوییم اهالی تهران، هم به تدبیرگرایی و هم به تقدیرگرایی معتقد هستند.به عبارت دیگر، تضاد و تعارضی میان این دو فرهنگ به چشم نمی‏خورد، اما این امر به معنای آن نیست که آنها از یکدیگر مستقل‏اند و با هم همزیستی مسالمت‏آمیز دارند، بلکه به معنای اختلاط آنهاست.همین امر است که ما را وا می‏دارد تا به چشم تردید به نظر کسانی بنگریم که خطی قاطع میان نظریه نوسازی در تحلیل و تبیین جامعه ایران استفاده کنیم، نباید هیچ الگویی را چشم بسته به کار بندیم، بلکه باید آنها را در پرتو مطالعات تجربی متفاوت بسنجیم و تعدیل کنیم.

پی‏نوشت‏ها

(1).نظرسنجی از مردم تهران درباره«تقدیرگرایی»واحد سنجش افکار، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‏ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، شماره 155، 5/12/1374.

(2).جامعه آماری شامل کلیه شهروندان 15 تا 59 سال است که تعداد 388 نفر به روش نمونه‏گیری طبقه‏ای متناسب با توزیع خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شده‏اند، در این بررسی هر یک از مناطق بیسگانه شهر تهران یک طبقه محسوب شده است.

(3).با 5 گویه تقدیرگرایی و با 5 گویه مفهوم تدبیرگرایی را مورد آزمون قرار داده‏ایم.

فرهنگ » شماره 22صفحه 208

 

(4).وجود ارتباط آماری معنی دار و همبستگی بین متغیرهای مستقل(سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و محل تولد)با متغیرهای وابسته(نظر افراد در مورد هر یک از گویه‏ها)به وسیله آزمونهای آماری، کی‏دو، وی‏کرامر، سامرز، تایید شده است.

(5).سبب نبودن شاخص‏های سن، وضعیت تأهل یا محلّ تولد، در برخی از جداول، آن بوده که تفاوت معنی داری وجود نداشته باشد.

منابع

آلبرتینی، ژ.1352.مکانیسم‏های از رشد ماندگی، ترجمه بنی صدر، تهران:مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی.

الیاسی، حمید.1364.وابستگی جهان سوم، تهران:انتشارات اطلاعات.

بروف، ر.1369.نظریه‏های توسعه نیافتگی، ترجمه علی هاشمی گیلان، تهران:سازمان چاپ و انتشار.

ساولی، ید الله.1373.«ریشه‏های فرهنگ توسعه»، فرهنگ توسعه، تهران:س 2، ش 12، ص‏ص 52-60.

سریع القلم، محمود.1373.«جایگاه برداشتهای مشترک نخبگان ودر توسعه فرهنگ»اطلاعات سیاسی اقتصادی، س 8، ش 7 و 8 ص‏ص 18-23.

عظیمی، حسین.1371.«فرهنگ و توسعه»، ایران فردا، 18-1.

عظیمی، (آرانی)حسین.1370.مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، نشر نی.

فرانک، آ.1359.جامعه‏شناسی توسعه نیافتگی، ترجمه منوچهر سناجیان، تهران:دانشگاه صنعتی شریف.

وبر، ماکس.1364.اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه‏داری.ترجمه عبد الحمید انصاری، تهران:سمت.

«نظرسنجی از مردم تهران درباره تقدیرگرایی»1374.واحد سنجش افکار، مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه‏های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ش 155.

منبع:

مجله فرهنگ » تابستان و پاییز 1376 - شماره 22 و23از صفحه 191 تا 208

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 تیر1391 توسط مربی

تقويت اين هوش را از دست ندهيد


كساني كه هوش اجتماعي بالايي دارند، براحتي قادر به برقراري ارتباط با اطرافيان هستند

مديرعامل يك شركت بزرگ تجاري است، هر روز و هرساعت جلسه دارد، آدم‌هاي زيادي براي ديدنش مي‌آيند و مي‌گويند او بهترين مشاور و برنامه‌ريز است. در روابط ميان فردي جانب انصاف را دارد و مديريتش بر نيروي انساني شركت مثال‌زدني است.

فقط يك ايراد كوچك در شخصيت اوست كه از دوران كودكي آزارش مي‌دهد، با وجود هوش هيجاني و هوش انتزاعي او هنگام صحبت درجمع نفسش بند مي‌آيد، كمي يخ مي‌كند، سرخ مي‌شود و... خجالت امانش را بريده، تا آنجا كه اگر كارمندان زن او را نبينند او گويا آنها را نديده تا مجبور نشود بايستد و با آنها احوالپرسي كند، ديگر همه شركت مي‌دانند كه او نه مردم گريز است و نه مغرور، او تنها از نبود هوش اجتماعي رنج مي‌برد، او نويسنده خوبي است، اما ارتباط كلامي و درون گروهي‌اش از ضعف شديد رنج مي‌برد.درباره هوش اجتماعي تعاريف زيادي شده است كه شايد ساده‌ترين آنها اين است كه داشتن هوش اجتماعي كاري مي‌كند تا با ديگران ارتباط بهتري داشته باشيم و توانايي تفاهم و مديريت آن در مردان و زنان نشانه داشتن هوش اجتماعي است. واكنش مغز در فرآيند هوش اين است كه از شخص خواسته مي‌شود عاقل‌تر و پخته‌تر عمل كند.مغز انسان پيچيده‌ترين، پيشرفته‌ترين و قدرتمندترين ارگاني است كه در جهان شناخته شده است پس سر و كار داشتن با تعداد زيادي مغز به طور همزمان نشانه بلوغ است، كساني كه از لحاظ اجتماعي هوش بالايي دارند، براي برقراري ارتباط با ديگران و فهميدن صحبت‌هاي آنان مجبورند از همه قدرت مغز و بدنشان استفاده كنند.

آنها بايد بدانند چگونه ارتباط برقرار كنند، چطور دوست پيدا كنند و چطور دوستانشان را نگه دارند. افراد با هوش اجتماعي بالا، با كساني كه گذشته، سن، فرهنگ و عملكرد احساسي ـ اجتماعي متفاوتي دارند راحت هستند و مهم‌تر آن كه قادرند كاري كنند كه ديگران در كنار آنان احساس راحتي و خوشحالي داشته باشند .

ويژگي‌هاي افراد باهوش اجتماعي

به گفته برخي روان‌شناسان، افراد باهوش اجتماعي بالا ويژگي‌هاي زير را دارند:

1 ـ اطمينان داشتن از اين كه خودتان هستيد.

2 ـ داشتن ديد وسيعي نسبت به زندگي، اين كه بدانيد به كجا مي‌رويد.

3 ـ داشتن علاقه پايدار نسبت به ديگران

4 ـ احترام قائل شدن نسبت به ديگران

5 ـ انتقال فكر، توانايي خواندن و استفاده از زبان رفتاري براي انتقال فكر.

6 ـ آگاهي از زمان مناسب صحبت كردن و گوش دادن

7 ـ داشتن نگرش مثبت.

«رفتار خوب» بخش اصلي هوش اجتماعي

منظور از رفتار خوب چيست؟ آيا صرف خوشخويي و احوالپرسي با ديگران ملاك هوش اجتماعي است، گفته مي‌شود كه هوش اجتماعي به عنوان ويژگي شخصيتي لايه‌هاي عميق‌تري هم دارد.

قدرداني كردن: هريك از ما به نوعي مايليم مورد قدرداني قرار بگيريم و كساني كه هوش اجتماعي بالايي دارند هميشه سعي مي‌كنند قدرداني‌ شان را به مردم نشان دهند و از آنان به خاطر كمك‌ها و انجام دادن كارهايشان به طور صحيح تشكر كنند.

تشكر كردن: هنگامي كه مي‌خواهيد قدرداني‌تان را به ديگران اظهار كنيد، بايد از آنان تشكر كنيد به اين ترتيب انرژي مثبتي كه انتقال مي‌دهيد، افزايش مي‌يابد در ضمن راه ديگري كه شما را مطمئن مي‌كند تشكرتان براي گيرنده آن مفهوم بيشتري دارد اين است كه به آنان بگوييد براي چه چيزي از آنها تشكر مي‌كنيد.

هديه بدهيد: هديه دادن نيز يكي ديگر از راه‌هاي اظهار قدرداني به ديگران است. اگر مي‌خواهيد هديه شما به خاطر سپرده شود سعي كنيد آن را متفاوت نشان دهيد. خريد هديه به ديگران نشان‌دهنده اين است كه شما به فكر دوستتان هستيد و به او اهميت مي‌دهيد.

اهميت دادن به آداب و رسوم ديگران: بسيار مهم است كه به سنت‌ها و رسومات ديگر فرهنگ‌ها نيز اهميت دهيم و نسبت به احساسات آنان حساس باشيم. واقعيت اين امر در تجارت بيشتر مشاهده مي‌شود.

تقسيم كردن اوقات ناخوشايند: يكي از الزامات اجتماعي كه اغلب مردم آن را دشوار مي‌دانند اين است كه با افراد داغديده و كساني كه براي آنان اتفاق ناگواري افتاده است همدردي كنيم و به آنها تسليت بگوييم. دانستن اين كه كسي در چنين شرايط سختي به شما فكر مي‌كند براي بسياري از مردم، آرامبخش است. اين كار نشان‌دهنده اين است كه آن فرد تنها نيست.

هوش بالاتر در بدن سالم‌تر

يكي از جالب‌ترين يافته‌ها در باره ارتباطات فردي و تندرستي، اين است كه شخص از لحاظ هوش اجتماعي مشكلي نداشته باشد. معمولا بيماراني كه ازدواج كرده‌اند و داراي دوستان و نزديكان مهربان و صميمي بوده و جزو گروه‌هاي مذهبي و اجتماعي هستند و در اين شبكه‌ها به فعاليت مي‌پردازند، خيلي سريع‌تر درمان مي شوند و عمر درازتري نيز خواهند داشت. افرادي كه اوقات خود را بيشتر با افرادي مي‌گذرانند كه بيشتر دوستشان مي‌دارند، اثرات شگفت‌انگيز اين روابط را بر سلامت و شادابي خود متوجه خواهند شد. همچنين محققان بر اين نكته تاكيد مي‌كنند كه بيماران بايد تا سر حد توان بكوشند از تنش‌ها و نگراني‌هاي روزمره خود بكاهند و سموم اين گونه مناسبات ويرانگر را از جسم و جان خود پاك كنند و به جاي آن آرامش و صفا را جايگزين كنند. زماني كه بيماران در حالت شكنندگي قرار مي‌گيرند، نشان دادن احساسات مهربانانه، براي آنان بسيار موثر خواهد بود. بويژه اگر سالخورده و ناتوان بوده و سيستم ايمني بدنشان از كار افتاده و معيوب شده و درگير ناخوشي مزمن شده باشند. در اين صورت است كه عشق چيزي فراتر از ابراز مهر و محبت احساس مي‌شود و در فرآيند پرستاري و مراقبت بدون شك جزو فعال بيولوژيكي مي‌شود. در حقيقت ابراز عشق و داشتن روابط اجتماعي مناسب داروي دردهايي است كه اعجازها مي‌آفريند. تحقيقات نشان داده‌اند بين افرادي كه به علت گرفتگي عروق، ناچار آنژيوگرافي مي‌شوند اگر يار و همسري داشته باشند كه فاقد مهر و محبت باشد، 40 درصد بيشتر از كساني كه آشيانه گرمي در خانه دارند و دلي برايشان مي‌تپد، سر و كارشان به بيمارستان مي‌افتد و بار ديگر دچار انسداد عروق و شريان‌ها مي‌شوند.

هوش اجتماعي و زندگي زناشويي

معمولا بگومگوهاي پرتنش در زندگي زناشويي و نداشتن هوش اجتماعي هر يك از زوجين تاثير مخربي بر روابط‌شان مي‌گذارد. طبق پژوهش‌ها، هر اندازه دشمني و جر و بحث بين زوجين شديدتر و طولاني‌تر مي‌شود، دستگاه‌هاي غدد درون‌ريز - كه به صورت دروازه‌اي بين روابط شخص و تندرستي فرد عمل مي‌كنند- نوعي هورمون‌هاي استرس ترشح مي‌كنند كه هم عروق قلبي و هم كنش‌هاي ايمني‌ساز را تحت تاثير قرار مي‌دهد. هنگامي كه زن و شوهري دعوا مي‌كنند، غدد درون‌ريز و سيستم مصونيت‌ساز بدن دچار آسيب و صدمه مي‌شود و اگر اين دعوا و بگومگو، سال‌هاي متمادي تداوم داشته باشد، آثار تخريبي اين امر مي‌تواند عواقب زيانبار خود را بر جاي بگذارد.

نكته: طبق پژوهش‌ها، هر اندازه دشمني و جر و بحث بين زوجين شديدتر باشد، دستگاه‌هاي غدد درون‌ريز هورمون استرس بيشتري ترشح مي‌كند كه هم عروق قلبي و هم كنش‌هاي ايمني‌ساز را تحت تاثيرقرار مي‌دهد

داشتن روابط مثبت اجتماعي در زنان يكي از اصلي‌ترين منابع رضايت و خرسندي و آسايش آنان در زندگي است، اما در مردان به عكس داشتن روابط مثبت به اندازه احساس استقلال فردي اهميت ندار د و مردان اصولا احساس استقلال فردي را مهم‌تر مي‌دانند. زنان همچنين بهتر از مردان مي‌توانند خود را با فراز و نشيب‌ها و پستي و بلندي‌هاي زندگي وفق داده و روابط خود را با ديگران سامان بخشند.

هوش اجتماعي بالا، در مكالمه ميان‌فردي خود را نشان مي‌دهد

افراد با هوش اجتماعي در مورد مكالمه‌هايشان و اين كه چطور ارتباط برقرار كنند، اين موارد را در نظر مي‌گيرند:

سعي كنيد مكالمه‌هاي بجا و مناسب داشته باشيد: اهميتي ندارد كه مكالمه شما يك وقت‌گذراني با بقالي محله يا صحبت‌كردن با رئيس‌تان باشد. مزيت كساني كه هوش اجتماعي بالايي دارند اين است كه به آساني و با آمادگي مي‌توانند با تمام افراد در هر شرايط، مكالمه لذت‌بخش داشته باشند. پس براي پربار بودن اين مكالمات قواعد زير را رعايت كنيد:

ـ هميشه به ديگران احترام بگذاريد، هرگز شخصيت ديگران را خرد نكنيد.

ـ سعي كنيد با هر كس آن‌طور صحبت كنيد كه مايليد با شما صحبت كنند.

ـ از آنچه مي‌خواهيد در صحبت‌هايتان بگوييد، آگاه باشيد.

ـ از زباني استفاده كنيد كه مناسب آن موقعيت باشد.

ترس از اشتباه كردن در صحبت‌ها: يكي از بزرگ‌ترين ترس‌هايي كه افراد دارند، گفتن به اشتباه چيزي در زمان نادرستي است و اين كه توسط ديگران سرزنش شوند. براي مثال شما به دوستتان تلفن مي‌زنيد و او به شما مي‌گويد كه نمي‌تواند در آن لحظه با شما صحبت كند. در اينجا شما ممكن است رنجيده‌خاطر شويد، شما در صورت داشتن هوش اجتماعي مي‌توانيد خودتان را به جاي دوستتان قرار دهيد و شرايط او را درك كنيد كه چرا نتوانسته در آن لحظه با شما صحبت كند.

مهارت‌هاي گفتاري‌تان را افزايش دهيد: سعي كنيد با افرادي كه ملاقات مي‌كنيد مكالمه داشته باشيد. مكالمه و رد و بدل كلامي كوتاه جملات هر روز با ديگران تمرين خوبي براي شماست تا اگر احساس مي‌كنيد كه نمي‌توانيد با اشخاص غريبه صحبت كنيد، اعتماد به نفس‌تان را زياد كند.

خوش‌برخورد باشيد: در ملاقاتتان با ديگران فرمول‌هاي ساده زير را در نظر داشته باشيد:

ـ با حالت مثبت و خوش‌بينانه‌اي احوالپرسي كنيد.

ـ لبخند بزنيد.

ـ دست بدهيد.

ـ ديگران را به گرمي در آغوش بگيريد و از زبان رفتاري باز استفاده كنيد.

ـ ملاقات با ديگران را با موضوعاتي كه به آنها مرتبط است، شروع كنيد نه چيزهايي كه به خودتان مربوط است.

ـ سعي نكنيد با عجله از ديگران جدا شويد، زيرا شما نمي‌دانيد آنها را دوباره كجا و چه زماني خواهيد ديد.

اولين و آخرين تاثير را فراموش نكنيد: كساني كه هوش اجتماعي بالايي دارند، همان افرادي هستند كه در ملاقات‌ها مي‌درخشند و هميشه به دليل هيجان، صميميت و نگرش مثبت و گرمشان در خاطر مي‌مانند.

در اولين برخوردتان:

ـ مطمئن شويد كه زبان رفتاري شما مثبت است و با آرامش رفتار كنيد.

ـ همان‌طور كه به طرف مقابل سلام مي‌كنيد به چشمانش نيز نگاه كنيد.

ـ سعي كنيد احساس راحتي و اطمينان داشته باشيد.

ـ لباس مناسب و تميز و مرتب بپوشيد. كاملا متناسب باشيد.

و اما آخرين تاثير. متاسفانه امروزه ميليون‌ها نفر در جهان از تاثير آخرين ملاقاتشان آگاهي ندارند و احتمالا با كلمات زشت، ناسزا يا به صورت كينه‌آميزي از هم جدا شده‌اند و از آخرين كسي كه ديده‌اند خاطره‌اي منفي دارند و اين مساله باعث مي‌شود براي هميشه پشيمان بمانند.

معصومه اسدي ‌/‌ جام‌جم

تمرين هوش اجتماعي در روابط اجتماعي

داشتن هوش اجتماعي هميشه ذاتي نيست و به شيوه‌هاي تربيتي اعمال‌شده بر ما مربوط است، كسب اين هوش با تمرين آسان خواهد شد. بنابراين با نكات ساده مي‌توان به تقويت اين هوش نايل شد.

به دنبال نكات مثبت باشيد: به دنبال نكات مثبت در دوستان، همكاران و اطرافيانتان باشيد. اين مساله بخصوص زماني اهميت پيدا مي‌كند كه با طرف مقابلتان موافق نيستيد. سعي كنيد به هر شخصي به عنوان يك فرد منحصر به فرد احترام بگذاريد.

هر كس دوست دارد به خاطر شايستگي‌ها و كمالاتش شناخته شود وهر كس مطمئنا شايستگي‌هاي خوبي دارد! عكس اين مساله انتقادكردن، محكوم‌كردن يا شكايت‌كردن است.

تا جايي كه ممكن است از جر و بحث دوري كنيد: اين جمله نه به اين معناست كه از بحث‌هاي اساسي كه بيان‌كننده نظرات و عقايد شماست بپرهيزيد، بلكه منظور اين است كه بايد از موقعيت‌هايي كه هركدام از شما سعي دارد تا ديدگاه خودتان را صحيح‌ترين ديدگاه جلوه دهيد ـ در حالي كه مي‌گوييد نظر و ديدگاه ديگران اشتباه است ـ دوري كنيد.

نظرات ديگران را هم ببينيد: به اهداف، ايده‌ها و خواسته‌هاي (البته صحيح) ديگران نيز اهميت دهيد و از آنها حمايت كنيد. پيروي‌كردن از اين قانون ممكن است سخت به نظر برسد، مخصوصا اگر شما با آن چيزي كه آنها مي‌گويند كاملا مخالف باشيد.

اشتباهاتتان را بپذيريد: هيچ چيز آزاردهنده‌تر از اين نيست كه كسي اشتباهي را مرتكب شود ولي قبول نكند كه اشتباه كرده است. قبول‌نكردن اشتباهات و رد آنان نشان مي‌دهد كه شما خودخواه و متكبر هستيد، كمبود اعتماد به نفس داريد و به عبارتي دقيق‌تر با خودتان و ديگران صادق نيستيد.

قدرشناسي و تعريف و تمجيد را از ياد نبريد: هيچ چيز به اندازه شنيدن گاه و بيگاه تعريف و تمجيد، انسان را مستعد و سزاوار تعريف و تمجيد نمي‌كند، در صورتي كه به فردي بگوييد تو انسان دوست‌داشتني و دلپذيري هستي، بي‌شك چنين خواهد شد.

براي آن‌كه ديگران شما را دوست داشته باشند، تنها يك مهارت كافي است و آن، مهارت تعريف‌كردن از رفتارهاي خوب ديگران است. قدرشناسي براي همه افراد نوع بشر مهم و فراموش‌نشدني است. همه انسان‌ها دوست دارند مورد تمجيد قرار گيرند، زيرا شنيدن چنين جملاتي هميشه دلپذير و شادي‌افزاست. برخي ويژگي‌هاي اشخاص مستحق تمجيد عبارتند از: خرد، سخاوت، درايت، تدبر، هوش، انديشمندانه‌بودن اعمال، فراست، مهرباني، عزت‌نفس و... معمولا مهم‌ترين قوانين تعريف و تمجيد عبارتند از:

ـ پرگو، اغراق‌گو و مبالغه‌آميز نباشيد. تعريف و تمجيد را مختصر به‌كار ببريد.

ـ براي تعريف و تمجيد منتظر يك اتفاق فوق‌العاده نباشيد و اين كار را بلافاصله انجام دهيد.

ـ وقتي از كارهاي طرف مقابل شاد و خوشحال مي‌شويد، اين رفتار را صادقانه بروز دهيد.

ـ از عبارت‌هاي صددرصد مثبت استفاده كنيد.

ـ طوري تعريف و تمجيد كنيد كه شنونده احساس احترام و ارزشمندي پيدا كند.

ـ درباره افرادي كه از آنها شناخت قبلي نداريد، ابتدا به دقت به حرفشان گوش داده و سپس فرصتي به‌دست آوريد تا از وي تمجيد كنيد.

از تعريف و تمجيدهاي افراطي پرهيز كنيد چرا كه شيريني آن دل انسان را مي‌زند. تمجيدهاي افراطي نه‌تنها بر محبوبيت طرف مقابل نمي‌افزايد، بلكه يكي از آفات اساسي ارتباط موثر به حساب مي‌آيد. مطمئن باشيد اگر در پشت كلام شما احساسي رياكارانه پنهان باشد، زبان بدنتان آن احساس را آشكار مي‌كند


جام جم

يكشنبه 28 خرداد 1391

شماره خبر: 100814822879

.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 28 خرداد1391 توسط مربی

لیستی از پایگاه های های مقالات را برایتان آماده کردیم .مفید برای رشته های روانشناسی ، جامعه شناسی و رشته های فنی است

امید واریم مفید باشد.

پايگاه نشريات دانشگاه اصفهان

http://uijs.ui.ac.ir/

پایگاه نشریات الکترونیک دانشگاه تهران

http://journals.ut.ac.ir/page/all-journal.html

بانک مقالات

http://www.poldoc.ir/

پرتابل جامعه علوم انسانی

http://ensani.ir/gsearch.aspx

 

کانون دانش

www.knowclub.com/paper/

بانک مقالات فارسی

www.maghal.com

میگنا - بانک مقالات روانشناسی

www.migna.ir

جامعترین بانك مقالات الكترونیكی

www.esud83.mihanblog.com/

دانشنامه موضوعي قرآن ::: مركز فرهنگ و معارف قرآن

www.maarefquran.org/

بانک مقالات فارسی

www.articlefa.ir/

www.iranmedex.com/

بانک مقالات همایش های دانشگاه فردوسی مشهد

http://confbank.um.ac.ir/

مدلیب :: بانک تخصصی مقالات پزشکی مقالات

www.medlib.ir/

سرویس دانلود مقالات علمی

http://www.gigapaper.ir/Articles/

http://www.islamicdatabank.com/farsi/f_default.asp

پایگاه اطلاع رسان سراسری

 مرکز توسعه و تبادل دانش فناوري اطلاعات

http://www.itpaper.ir/ViewCategoryArticles.aspx?CategoryId=47

http://artfestival.ir

بانک مقالات - بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامي

www.iranemoaser.com

بانک مقالات علمی

www.ohara.ir/

بانک مقالات علمی_برق صنعتی _الکترونیک صنعتی_الکترونیک_میکروکنترولر_مهندسی پزشکی_پزشکی_آموزش شبکه_روانشناسی_امنیت و شبکه ...

بزرگترین بانک مقالات حوزه بازاریابی مقالات آموزش بازاریابی

marketingschool.ir/article/

بانک مقالات عمومی و تخصصی فارسی

www.irarticles.net/

www.isa.org.ir

rشوراي انجمن هاي علمي ايران - انجمن جامعه شناسی ایران

www.cisa.ir

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 توسط مربی

ملاک های ازدواج

فایل مقاله های مرتبط با موضوع را دانلود کنید.



دانلود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 27 فروردین1391 توسط مربی

نظریه با مزه (شادی)

شرکت اتوموبیل سازی Volkswagen در یک آزمایش و مسابقه جالب و دیدنی در استکهلم نشان داد که میتوان با تبدیل پله های عادی مترو به یک پیانو که با فشار پا ملودیهای یک پیانوی طبیعی را به صدا در می آورد، مردم را از استفاده از پله برقی باز دارد.

سایت فوق العاده جالب یا تئوریهای بامزه به پارسی که از طرف شرکت Volkswagen دست به آزمایش های عجیب و جالب در سوئد میزند اینبار با یک ابتکار دیدنی در یکی از ایستگاههای مترو استکهلم (اودن پلان) که در قسمت ورودی در کنار پله های معمولی مجهز به یک پله برقی است نشان داد که میتوان با ایده ه های نوین و متفکرانه مردم را تشویق به استفاده از پله های معمولی به جای پله برقی کرد.

مسئولان این سایت بعد از این آزمایش اعلام کردند که این کار باعث شد که ۶۶ درصد مردم بیشتر از پله های عادی در هنگام این آزمایش استفاده کنند.

بنیان گذاران این سایت اینترنتی هدفشان از این آزمایش اینست که نشان دهند از طریق خوش خلقی و ابتکار عمل میشود رفتار و عادتهای انسانی را به سادگی تعغیر داد.

مسئولان سایت از مردم خواستند که تئوریهای جدید و ابتکار عمل های خودشان را که در آن از طریق اخلاق و شوخی بتوان عادتها و رفتارها را عوض کرد، را به این سایت بفرستند.بهترین ایده و تئوری برنده ۲۵۰۰۰ کرون خوهد شد. تا بحال چندین فیلم با آزمایشهای دیدنی در این سایت موجود است.

اینهم فیلم آزمایش پله پیانویی در استکهلم. عکس العمل مردم هنگام استفاده از پله پیانویی دیدنیست:

واقعا دیدنی

دانلود و مشاهده


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 فروردین1391 توسط مربی

عنوان مقاله : اشتغال ا ز منظر افسانه های عامیانه لرستان

چکیده

افسانه مأمن زندگی واقعی انسان‌هاست حتی اگر آن‌ها را جادویی بنامند و پری وار بدانند. در پس لایه‌های جادوزده افسانه‌ها، زندگی مردم عامه، خواست‌ها و ارزش‌هایشان جریان دارد. از این رو کار و تلاش برای کسب رزق‌بخشی ساری و جاری افسانه‌ها محسوب می‌شود. لایه‌ای که هر چند به طور مستقیم بر آن تأکید نمی‌شود اما تکرر واژگان کلیدی آن می‌تواند شمای کلی از آن را در اختیار قرار دهد.

در این مقاله به بررسی افسانه‌های لرستان پرداخته‌ایم و آن‌ها را از منظر مشاغل موجود در افسانه‌ها واکاویده‌ایم. از بین نود افسانه بررسی شده در این مقاله به صورت تحلیل موردی، مشاغل ذکر شده در افسانه‌ها را بر حسب فراوانی و درصد به دست آورده و در بخشی به بررسی پایگاه اجتماعی مشاغل و جنسیت شاغلین پرداخته‌ایم.

با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش «حاکم» به عنوان یک شغل و فراتر از آن به عنوان یک منزلت اجتماعی مطلوب مد نظر قرار گرفته است و به لحاظ اهمیت آن در افسانه‌های ایرانی بخشی از مقاله به تحلیل آن اختصاص يافته است. در انتهای تحقیق نیز نمونه‌هایی از افسانه‌های لرستان که با محوریت تلاش و رزق حلال است برای شاهد ذکر شده است.

پرداختن موضوعي و هدف‌دار به افسانه‌ها مي‌تواند پيام را به شکل مطلوب به مخاطب منتقل کند. استفاده از افسانه‌ها براي توليد برنامه‌هاي سرگرم‌کننده زمينه را براي ارتباط آسان و سهل مهيا مي‌سازد. ساخت انيميشن، مجموعه‌هاي نمايشي، کليپ‌هاي آموزشي و نيز استفاده از اين موضوعات در بحث‌ها و گفتگوهاي فرهنگي از زمينه‌هايي است که اين مقاله مي‌تواند در آنها راهگشا باشد.

 

کليدواژه‌ها: افسانه‌هاي لرستان، مشاغل، مشاغل در افسانه‌ها، کار در افسانه‌ها

 

مقدمه

هر فرهنگی گذشته از تبادلاتی که با فرهنگ‌های دیگر دارد در اصل مولود جامعه‌ای است که در آن پا به عرصه ظهور گذاشته، از این رو ویژگی‌های خاص اجتماعی هر حیطه جغرافیایی و فرهنگی را به نمایش می‌گذارد.

فولکلور، گوشه‌ای از فرهنگ را تشکیل می‌دهد و قصه‌های عامیانه افسانه‌ها بخشی از فولکلور هستند. به عبارتی افسانه‌ها بخشی از هویت فرهنگی هر قوم و ملتی را تشکیل می‌دهند. «موقعیت جغرافیایی و اکولوژی، زبان و ادبیات، بناهای تاریخی و آثار باستانی، صنایع دستی و دست‌آفریده‌ها، اعتقادات و باورهای دینی و دانشمندان و نام‌آوران و آثار آنها» (روح‌الامینی، ١٣٧۴: ١٥٨) هفت زمینه‌ای هستند که برای تعیین هویت فرهنگی یک منطقه لازم و ضروری قلمداد مي‌شوند.

قصه، نمودار قسمت مهمی ‌از میراث فرهنگی هر قوم و ملت است. ارزش‌های سنتی و زمینه‌های فرهنگی و روان‌شناختی و همچنین حوادث و سوانح اجتماعی جدید در آن‌ منعکس است. (مارزلف، ١٣٧٦: ١٥) بنابراین افسانه‌های عامیانه بخشی از باورهای یک گروه یا یک جامعه را به نمایش می‌گذارد. اعتقاد به تلاش و کار یکی از بن‌مایه‌های اصلی در فرهنگ ایرانی است. نحوه معیشت، ساختار تاریخی جغرافیایی، نوع ارتباطات با جهان بیرون و ساير مؤلفه‌ها همه در شکل‌گیری اعتقادات و تفکرات یک قوم مؤثر است.

با توجه به فرهنگ و ذهنیت قومی‌، افسانه‌ها نیز رنگ و بوی محلی به خود می‌گیرند. افسانه‌ها ریشه در طرز معیشت، تاریخ مشترک، اندیشه و جهان‌بینی و عوامل مؤثر متعدد دیگر در یک قوم دارند و در این میان آن چه که چندان مطرح نیست، وجود یک یا چند شخص سازنده و روایتگر افسانه‌هاست.

در این مقاله مشاغل موجود در افسانه‌هاي عاميانه لرستان براي مطالعه فرهنگ قومي مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

 

 

طرح مسئله

افسانه‌ها آینه تمام‌نمای يک جامعه‌اند. شادی، سوگ، عشق، ارزش‌های اخلاقی و دینی همه و همه در افسانه‌ها به شکلی زنده و واقعی به تصویر کشیده می‌شوند. در واقع افسانه یک جهان مثالی است که قهرمان آن بین دو مرز اهریمنی و اهورایی در جدالی پیروزمند قرار گرفته است. هر چند قصه پریان یا افسانه‌های جادویی «داستانی است که در جهان غیرواقعی رخ می‌دهد، مکان و شخصیت‌های معین ندارد و سرشار از رخدادهای شگفت و باور نکردنی است» (جهازی، ١٣٨٨: ٢٠) اما هر آن چه در جهان قصه رخ می‌دهد در جهان واقعی نمود و تجلی عینی می‌یابد. حتی اگر این بیان به زبان رمز و در لفافه باشد. به هر روی انعکاس واقعیت‌های جاری یک جامعه را می‌توان در افسانه‌ها مشاهده کرد.

از این روی در افسانه‌ها هم چون دنیای واقعی، شخصیت‌های داستان دارای روال معمول زندگی است. آن‌ها دارای شغل‌هایی هستند که هر یک جایگاه و منزلت اجتماعی آن‌ها را به نمایش می‌گذارد. قهرمان داستان به دنبال کسب نان و دستیابی به آرزویی دور و دیر، بار سفر می‌بندد و آرزوهایش را در کاخ پادشاهی می‌یابد و به وصال معشوق می‌رسد.

در نگاه اول افسانه‌ها داستان‌هایی به نظر می‌رسند که قهرمانش دنیاهای خیالی را در می‌نوردد و بر بال تقدیر به کمک پرنده‌ای که روزی او را مدد رسانده‌اند یا پیر خردمندی که گاه بی‌دلیل قهرمان را به سر منزل مقصود راهنما می‌شود یا هدایت دو کبوتر سخنگو که بر روی شاخه درختی، راه را از بیراه به قهرمان خواب‌آلود مژده می‌دهند یا... . اما همه این‌ها بخشی از جریان هدایتگری توسط نیروی برتر در افسانه‌هاست. آن چه در این میان کمتر به چشم آمده روایت واقعی است که از زندگی رومزه و باورهای مردمان این سرزمین، الهام گرفته است. در فرهنگ ایرانی، عنصر تلاش و کوشش برای به دست آوردن لقمه‌ای نان حلال، به عنوان یکی از شاخصه‌های فرهنگی به کرات مشاهده می‌شود. رد پای این نگرش را می‌توان در افسانه‌ها نیز بازجست.

از سوی دیگر رابطه معناداری بین شغل شخصیت‌ها در افسانه‌ها و جایگاه اجتماعی آنها وجود دارد. به عبارتی وقتی شخصیتی در ابتدای افسانه با یک شغل خاص معرفی می‌شود، منزلت اجتماعی‌اش به اطلاع شنوندگان می‌رسد تا از طریق آن بتواند با کل افسانه ارتباط برقرار کنند. به نظر می‌رسد مشاغل شخصیت‌های افسانه به شکلی هدفمند طراحی شده‌اند و بر حسب تصادف نیست که فردی خارکن است و دیگری چوپان یا پادشاه و....

در این تحقیق هدف اصلی کشف رابطه بین جایگاه اجتماعی مشاغل با شخصیت‌های افسانه است. به اين دليل مشاغل ذکر شده در افسانه‌های لرستان مورد بررسي قرار گرفته است تا ضمن معرفی افسانه‌هایی با مضمون اصلی «تشویق کار و تلاش»، مشاغل ذکر شده در افسانه‌ها نيز معرفی ‌شوند.

 

مشاغل معرفی شده در افسانه‌ها

آنچنان که در زندگی واقعی می‌گذرد در افسانه‌ها نیز شخصیت‌های مختلف داستان، دارای مشاغل گوناگونی‌اند. از بین افسانه‌های گردآوری که بالغ بر ١٥٠ افسانه بود، فقط ٩٠ مورد آن‌ها بررسی شدند. علت گزینش این تعداد حذف افسانه‌های تکراری با مضامین مشابه و افسانه‌های حیوانات بود که در این تحقیق مد نظر نیستند.

برای به دست آوردن فهرستی از مشاغل معرفی شده در افسانه‌ها واحد مورد تحلیل «واژه» یا همان عنوان‌های شغلی است چه این واژگان مشاغل جاری و چه مشاغل متروکه را شامل شوند. به این ترتیب قریب به ١٨ گونه شغل با فراوانی ٢٣٩ به دست آمد که در جدول شماره (1) به نمایش گذاشته شده است.

در مورد «شاه» علی‌رغم ابهامی ‌که مبنی بر احراز یک شغل یا یک تیپ شخصیتی یا یک پایگاه اجتماعی وجود دارد، ما گزینه شغلی را برگزیدیم. چرا که در برخی افسانه‌ها این شخصیت علاوه بر جایگاه اجتماعی دارای نوعی قدرت و توانایی است که از عنوان «پادشاهی»اش برآمده است. در مورد دعانویس و جادوگر نيز اين مسئله صادق است زيرا به هر حال در عرف نوعی شغل محسوب می‌شد که فرد از طریق آن امرار معاش می‌کرد.

در تحلیل واژگان هر گاه به واژه مترادف برخورده شد هر دو، یکی احتساب گردیده است. مثلاً دو واژه «بازرگان» و «تاجر» هر دو برای اشاره به یک شغل استفاده می‌شود یا در مورد دزد و راهزن علی‌رغم تفاوت در حیطه عمل، به علت مشابهت در انجام رفتاری خلاف عرف اجتماعی و وجود شباهت‌های ظاهری هر دو در یک رده قرار گرفتند. عنوان کدخدا نیز که مشابهت‌هایی با شاه دارد در افسانه‌ها به عنوان یک گونه شغلی در نظر گرفته نشد. بر این اساس جدول زیر طراحی گردید که اطلاعات مربوط به مشاغل را می‌توان از آن استخراج کرد:

جدول شماره (1)

 

عنوان شغل

فراوانی

درصد

شاه

٦٣

۴/٢٦٪

خارکن، هیزم‌شکن

٢٨

١٢٪

جادوگر، دعا نویس و...

٢٨

١٢٪

وزیر

٢١

٨/٨٪

چوپان، دامدار، گله‌دار

١٩

٨٪

شکارچی

١٥

٢/٦٪

طبیب

١٢

١/٥٪

سرباز، نگهبان

١١

٦/۴٪

دزد و راهزن

٩

٥/٣٪

کشاورز

٨

٣/٣٪

تاجر، بازرگان

٦

٥/٢٪

کارگر

٥

١/٢٪

باغبان

٣

٣/١٪

جلاد

٣

٣/١٪

ماهیگیر

٣

٣/١٪

ناخدا

٢

١

نانوا، شاطر

٢

١

قصاب

١

٠٥٪

کل

٢٣٩

١٠٠

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«در افسانه‌های جادویی ایرانی، قهرمان، دو خاستگاه اجتماعی متفاوت دارد: الف) از افراد برترین طبقه حاکم جامعه، یعنی خاندان ثروتمند حکومتی است ب) قهرمان از میان مردمان فرودست جامعه برخاسته و در بیشتر این قبیل موارد از فقیرترین افراد است. در این گونه، قهرمان در چهره خارکن، چوپان، ماهیگیر، آبکش یا به طور کلی آدمی ‌فقیر و بدبخت ظاهر می‌شود» (خدیش، ١٣٨٦: ١١٨)

 

همانطور که در جدول فوق مشخص است بیشترین فراوانی مربوط به «شاه» و کمترین مربوط به شغل «قصاب» است. با توجه به این که مشاغل شهری در افسانه‌ها کمتر مد نظر بوده‌اند به نظر می‌رسد افسانه‌های لرستان  دارای خاستگاهی ویژه مبتنی بر زندگی متکی به اقتصاد کشاورزی و دامداری باشد. البته با توجه به پيشينه استان لرستان و مشاغل کنونی موجود در استان می‌توان بر این خاستگاه تأکید کرد.

نکته جالب دیگر که از افسانه‌های مذکور می‌توان استنباط کرد تراکم در مشاغلی مانند هیزم‌شکنی و خارکنی است. که تقریباً ٢٨ درصد از کل فراوانی را دربرگرفته است. با توجه به اشاراتی که در افسانه‌ها شده بدون استثنا همه افرادی که دارای مشاغل مذکور بودند از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبوده و به سختی روزگار می‌گذراندند. بنابراین اگر مشاغل دیگری مانند کارگر و همچنین در برخی موارد «کشاورز فقیر» را به آن اضافه کنیم تقریباً با بالاترین جایگاه اجتماعی و شغلی ذکر شده در افسانه‌های لرستان برابری خواهد کرد. به نظر می‌رسد این مسئله نابرابری‌های اجتماعی موجود را به نمایش می‌گذارد بويژه که عموماً شاه بودن در افسانه‌ها جنبه نمایشی یا صرفاً بیانگر پایگاه اجتماعی مطلوب است که شخصیت‌های مختلف داستان تمایل به رسیدن به آن جایگاه را دارند نه واقعیت موجود. بنابراین می‌توان تصور کرد آمار به دست آمده در مورد «شاه» گویای واقعیت جاری اجتماعی نیست اما اشاره به مشاغل با درآمد کم می‌تواند بیانگر وضعیت نامطلوب اجتماعی مردم باشد. البته نباید نادیده گرفت که گاه کدخدای یک روستا، یا فرد ثروتمند در افسانه‌ها جای خود را به شاه می‌دهند. که در این صورت می‌توان وجود شکاف طبقاتی را نیز مد نظر قرار داد.

 

 

دسته‌بندی مشاغل بر حسب جنس

در افسانه‌های لرستان، شغل، امری مردانه محسوب می‌شود. در افسانه‌های بررسی شده فقط یک مورد پادشاه زن، یک مورد ماهیگیر زن و سه بار زنی از طبقه پایین اجتماعی به عنوان خدمتکار معرفی می‌شوند. به نظر این امر بازتاب واقعیت اجتماعی باشد که زنان را در عرصه‌های اجتماعی منع کرده یا اساساً مشاغل زنانه را بخشی از وظایف زنانه می‌داند. مثلاً در افسانه‌های بررسی شده مواردی مانند نخ‌ریسی، حصیربافی و قالی‌بافی نیز توسط دختران و زنان انجام می‌شود اما این امر به معنی داشتن شغل یا کسب درآمد از این طریق نیست و بیشتر بخشی از وظایف آنها را تشکیل می‌دهد.

جادوگری، فال‌بینی و پیشگویی نيز از مشاغل ويژه زنان هستند که در افسانه‌های بررسی شده نسبت تقریباً برابری ميان زنان و مردان اين حرفه‌ها به دست آمد؛ ١٦زن و ١۴مرد.

در این میان به زنانی نیز اشاره می‌شود که نقش حیله‌گرانه‌ای را بر عهده دارند آنها عموماً در اختیار پادشاه هستند و در ازای فریب زنی که پادشاه یا پسرش عاشق او شده‌اند، پاداشي درخور دریافت می‌کنند. البته نمی‌توان آن را به عنوان یک شغل به حساب آورد از این رو در این تحقیق موارد ذکر شده، شغل محسوب نشده است.

در افسانه‌های لرستان به شغل دیگری نیز اشاره می‌شود و آن درویش است. دراویش یا قلندرها معمولاً در نقطه مقابل جادوگران و دعانویس‌ها قرار می‌گیرند و به عنوان چهره مثبت در افسانه‌ها یاد می‌شوند. آنها مشکلات مردم را رفع می‌کنند و در ازای آن دستمزدی دریافت نمی‌کنند.

 

پایگاه اجتماعی مشاغل در افسانه‌ها

مشاغل مختلف در هر جامعه از اعتبار اجتماعی ویژه‌ای برخوردارند. اغراق نیست که در افسانه‌ها معتبرترین شغل، پادشاهی ذکر شود که در ذیل به تفضیل به بررسی آن خواهيم پرداخت. به طور کلی در افسانه‌ها صرف داشتن شغل یا انجام کاری برجسته به فرد منزلت اجتماعی نمی‌دهد و این فرد می‌تواند در دسته شخصیت‌های منفی داستان قرار گیرد. مثلاً در افسانه «شش برادر» علی‌رغم این که یکی از بردران تاجر موفقی است اما جایگاه اجتماعی مطلوبی ندارد. چرا که او اموالش را از طریق حيله‌گري و کلاهبرداري به دست آورده است. یا در افسانه «میمونک» کشاورز خسیس که حاضر نیست از دست‌رنجش استفاده ببرد یا به دیگران کمکی بکند، به صورت شخصیت منفی داستان مورد تهاجم دزدان قرار می‌گیرد و راوی با اطمینان یادآور می‌شود که سرانجام انسان خسیس چنين است.

حتی گاه در برخی از افسانه‌ها افراد فقیر از شأن اجتماعی مطلوبی برخوردارند. مثلاً کچل به عنوان شخصیتی که عموماً خارکن یا چوپان است به خاطر هوش و فراستش مورد ستایش قرار مي‌گيرد و از این طریق به جایگاه اجتماعی بالا یعنی ازدواج با دختر پادشاه نیز دست می‌یابد.

هر چند در عرصه زندگی اجتماعی ظاهراً مردم به افراد ثروتمند احترام می‌گذارند اما در بطن فرهنگ عامه این واقعیت به گونه‌ دیگري تجلی پیدا می‌کند. به عبارتی آنجا که ملاحظات اجتماعی اجازه بیان واقعیت را ندارد، افسانه‌ها بی‌هیچ ملاحظه و رودربایستی آن‌ها را به مخاطبان ارائه می‌دهند. از این روست که گاه تاجری ثروتمند ارج و قربی کمتر از یک کشاورز ساده می‌یابد.

در افسانه‌های لرستان وزیر با فراوانی ٢٠ مورد در دسته شخصیت‌های منفی داستان قرار می‌گیرد و هر چند در رتبه بالای اجتماعی قرار گرفته بیشتر به عنوان فتنه‌گر و مخرب شناخته می‌شود.

 

 

بخت و تقدیر در کسب ثروت

اعتقاد به نیروهای غیبی از دیرباز در تفکر ایرانیان وجود داشته است، ریشه این اندیشه به زمان‌های بسیار دور باز می‌گردد. اعتقاد به جادو در تمام اقوام رواج داشته و بر اساس آن، نیروهای نهانی دو جنبه مثبت و منفی پیدا می‌کرده است. نیروهای اهریمنی طالب و عامل شر و نیروهای اهورایی طالب و عامل نیکی و خیر بودند.

غلامحسین یوسفی اندیشه و مقصود افسانه‌ها را چنین توصیف می‌کند: «در این افسانه‌ها جان کلام آن است که ثابت کند در این جهان، کار به بخت است و به کوشش نیست» و این اندیشه و دستور و فلسفه کسانی است که چون به سعی و عمل، کام و مراد خویش را نمی‌یافته‌اند به این پندار شیرین خود را تسلی می‌داده‌اند که سبب کامیابی و کامکاری دیگران نیز کوشش و مجاهده نبوده و بخت و اقبال بوده است. سیماهای نومید و آرزومند سازندگان این قصه‌ها را با همان امواج و خطوط که از امید‌ها و هوس‌ها و طمع‌ها و نامرادی‌ها حکایت می‌کند نیز از خلال این افسانه‌ها می‌توان مشاهده کرد و این جاست که قول ریکلین از روانشناسان اخیر صادق می‌آید، آن جا که بین «افسانه» و «رویا» مناسبت و مشابهت می‌بیند و هر دو را از میل و کام ناشی می‌شمرد.» (یوسفی، ١٣٧٥: ٢٧)

به نظر می‌رسد عقیده فوق فقط ناظر بر بخش کوچکی از افسانه باشد. زیرا در افسانه‌ها اصل بر کوشش قهرمان برای دستیابی به مطلوب و مقصود است.

اگر قهرمان داستان صاحب ثروتی می‌شود بی‌دلیل نیست. مثلاً در افسانه «حسن چوپان» علت بهروزی و کامیابی قهرمان، نیکی در حق حیوانات است. درواقع به نظر می‌رسد قهرمان بی دلیل مستحق کسب پاداش نیست. در افسانه «حسن کچل» دعاي مادر برای افزایش رزق و روزی، بالاخره به ثمر می‌نشیند و پسر به راهنمایی ماری که او را مدد رسانده است گنجی عظیم می‌یابد.

در این میان نکته جالب، نکوهش تنبلی یا طمع‌ورزی است. مثلاً در افسانه «بردعلی»، شخصیت اصلی که مردی فقیر و بیکار است زماني که دنبال کار می‌گردد با زنی آشنا می‌شود که او را تشویق می‌کند که دنبال کار نرود و با زن و فرزندانش در منزل وی ساکن شود. عاقبت این طمع‌ورزی، فرو رفتن در کام زن- دیو افسانه است.

 

 

اهمیت و نقش شاه در افسانه‌های لری

پیشتر گفته شد که افسانه بی‌تأثیر از اساطیر قومی ‌و ملی نیست. شاهان و شاهزادگان نیز از مهم‌ترین اجزاء سازنده اساطیرند. مثلاً در مصر باستان، شاه، فرزند رع (خدای خورشید) است و به همین سبب او نیز خصوصیات خداوندی در نظر مصریان باستان داشت. در بین‌النهرین هنگامی‌که فردی بر تخت پادشاهی می‌نشست، فرزند خدا لقب می‌گرفت و بعد از آن بود که «نقش خدا را در زمین ایفا می‌کرد و نماینده ملت خویش در پیش خدایان بود» (هینلز، ١٣٧٧: ٥٣-٥١)

به عبارتی شاه، رابط و واسط بین بندگان و خدا بود و جنبه تقدس و الوهیت داشت. در دوره ساسانیان و در ایران بعضی از شاهان و بخصوص خسرو انوشیروان نقش شاه موبد را داشت. (بهار، ١٣٧٥: ٥٥)

به این ترتیب حاکمیت سیاسی و دینی توأمان به شاه داده می‌شد. به باور ایرانیان باستان نیروهای خیر در ستیز خود با شر دو ابزار در اختیار دارند؛ همدینان و سلطنت. این دو گرچه همزیستی دارند، اما با هم منطبق نمی‌شوند. فرمانبرداری از شاه و شناخت و پیروی از «دین بهی» دو عامل هستند که برای شکست دادن شر لازمند. «شاه خوب تجلی روح نیکوکار خدا و نماد فرمانروایی او بر زمین است. وظیفه او این است که آفرینش و دین بهی و شادمانی رعیت را گسترش دهد، زیرا این‌ها تجلیات آرزوهای خدا برای انسان است....» (هینلز، پيشين: ١٥٣)

داریوش هخامنشی در یکی از سنگ‌نوشته‌ها، خود را دقیقاً همان تجلی روح نیکوکار معرفی می‌کند چرا که او جهان را به اعتلا رسانده است: «به لطف اهورامزدا این کار را انجام داده‌ام، آنچه کرده‌ام در نظر همه جهان عالی می‌نماید.» (همان،١٥٥).

«شاهان قصه‌ها فقط تمثیلات وابسته به نظام دنیوی‌اند و بنابراین این تمثیلات تنها به طور غیر مستقیم می‌توانند به روانشناسی مربوط شوند. لیکن روایت مردمی‌ در بازی‌ها و ترفند‌های نمادی بسی تردست است و به همین جهت شاهان موهوم حکایات آن، همه طبعاً ناخودآگاهند.» (دلاشو، ١٣٦٦: ١١٢)

اما در افسانه‌ها، شخصیت برجسته و روحانی شاهان به شکل ایفاکننده یک نقش ساده تنزل می‌یابد. در اغلب افسانه‌ها حضور و نقش شاه در همین حد است که پسر یا دختری دارد که قهرمان اصلی داستان، سرانجام با آن پسر یا دختر شاهزاده ازدواج می‌کند.

در افسانه‌ها، شاه که مظهر و دارنده نیروهای معنوی و مادی است و همه چیز تحت فرمان اوست - اغلب مانند مردم عادی فاقد قدرت‌های خارق‌العاده و اساطیری است. آنها از آینده بی‌خبرند و اشتباه می‌کنند و سرانجام متوجه عمل ناشایست خود می‌شوند. از معدود موارد حائز اهمیت در مورد شاهان افسانه‌ها، شاید همان مکان زندگی آن‌ها، قصر باشد که اغلب قهرمان داستان، قصری مجلل‌تر از او می‌سازد و با همسرش در آن به سر می‌برد. «یرژی چیپک» معتقد است افسانه‌ها با شخصیت شاه و شاهزاده برای تفنن و سرگرمی‌«اشراف» و «هیأت حاکمه» ساخته و پرداخته شده‌اند (چیپک، ١٣٧٧: ٥٨) اما به نظر چنین نمی‌رسد که افسانه‌ها صرفاً برای سرگرمی ‌شاهان و درباریان نقل شده باشند. چرا که باید درصد عظیمی‌ از افسانه‌ها را در بررسی کنار گذاشت و به موارد اندکی بسنده کرد.

به نظر می‌رسد افسانه‌ها بیشتر ساخته و پرداخته اذهان اساطیری عامه مردم باشد که در تصورات، آرمان‌های زندگی مادی و گاه معنوی را در شاه و قصر او پنداشته‌اند و بازتاب آن در افسانه‌ها، تلاش برای ازدواج با پسر یا دختر پادشاه است. زیرا در تصورات قومی‌، شاه نماد اندیشه خیر زمینی است و از سویی قهرمان نیز مظهر خیر است و آن گاه که بین آن دو به واسطه ازدواج با پسر یا دختر شاه یا بی‌واسطه به سبب ازدواج با خود شاه، اتصال صورت ‌گیرد، تکامل و تعالی حاصل می‌شود. قهرمان داستان می‌تواند چوپان ساده‌دلی باشد که به قصد دستیابی به دختر پادشاه، دروغ‌های بزرگ بگوید. فاصله طبقاتی عظیمی ‌که بین آن دو است با نیروی ذکاوت و هوش از بین می‌رود. حتی در برخی از افسانه‌ها شاهدیم قهرمان، خود شاهزاده‌ای است که مورد بی‌مهری قرار گرفته یا به دلایل دیگری، قصر پدرش را ترک می‌کند و در جایی دیگر با شاهزاده‌ای ازدواج می‌کند.

در افسانه‌های عامیانه مردم، شاه از آن‌ها دور نیست و در کاخ بزرگ با اتاق‌های تو در تو زندگی نمی‌کند بلکه او نیز مانند همه مردم فرزندانی دارد که همپای «دختر پوستین‌دوز» به مکتبخانه می‌روند و در میان مردم عادی زندگی می‌کنند. در خانه شاه به روی همه باز است و همه به عروسی پسرش می‌روند. دختران شاه در میدان شهر جمع می‌شوند و با سیب، جوان مورد نظر خود را که ممکن است از مردم عادی باشد، انتخاب می‌کنند.

در این میان البته نباید از نظر دور داشت که افسانه‌هایی نیز با صبغه سیاسی وجود دارند که قهرمان اصلی آن شاه است. مانند افسانه‌های مربوط به شاه عباس که به احتمال زیاد برخی از آن افسانه‌ها، اصلی قدیمی‌تر داشته‌اند و در زمان همان شاهان، با مقاصد و مطامع سیاسی ویژه ساخته و پرداخته شده‌اند.

در لرستان برای شاه عباس وجهی قدسی تعریف می‌شود. از سوی دیگر مهم‌ترین وظیفه او رفع مشکلات مردم معرفی می‌شود. مثلاً در افسانه «شاه عباس و چاره‌نویس» ذکر مي‌شود که هر وقت یکی از مردم دچار مشکلی می‌شد، شاه عباس دچار دل‌درد شدیدی می‌شد به‌گونه‌ای که تا آن مشکل را رفع نمی‌کرد دل‌دردش نیز بهبود نمی‌یافت.

 

 

چند نمونه از افسانه‌ها

افسانه‌ زیر با محوریت کار و تلاش به صورت خلاصه ذکر می‌شود:

افسانه شش برادر

کشاورزی صاحب شش پسر با شش خصوصیت اخلاقی متفاوت است. بعد از مرگ او پسرها هر یک به راهی می‌روند و در شش جاده مختلف به نام‌های  راه زور و قدرت، راه شهوت و هوس، راه جاه و مقام، راه گنج و ثروت، راه تجارت و پول، راه کار و زحمت پیش می‌روند. پسر کوچک که راه کار و زحمت را برگزیده برادران دیگرش را از بلایایی که دچارش شده‌اند نجات می‌دهد و در آخر افسانه همه برادرها راه کار و تلاش را برای زندگی خود انتخاب می‌کنند.

 

 

افسانه گندم

دو برادر به سختی و با کشت بر روی تکه زمین پدریشان روزگار را به سختی می‌گذرانند. برادر بزرگ‌تر صاحب زن و چند فرزند و برادر کوچک در آرزوی ازدواج است. فصل درو می‌رسد. گندم‌ها چیده و خرمن مي‌شوند. شب اول برادر کوچک در کنار خرمن می‌خوابد. نیمه‌های شب تصمیم می‌گیرد بخشی از سهم خود را بر روی سهم برادر اضافه کند چرا که نمی‌تواند گرسنگی برادرزاده‌هایش را تصور کند. شب بعد برادر بزرگ‌تر در کنار خرمن می‌خوابد و نیمه‌شب بخشی از سهم خود را بر روی گندم‌های خرمن شده برادر کوچک می‌ریزد تا شاید او بتواند ازدواج کند. این امر موجب افزایش برکت محصول آن‌ها می‌شود به گونه‌ای که هر دانه گندم به هفتاد دانه تبدیل می‌شود. هر دو برادر به کام دلشان می‌رسند اما افراد محروم را هم فراموش نمی‌کنند.

 

 

افسانه چوپان و تاجر

چوپانی با زحمت فراوان هر روز احشام اهل روستا را به چرا می‌برد و دستمزدش را که تکه نانی بود با حیوانات دیگر تقسیم می‌کرد. بالاخره روزی به دنبال کار پردرآمدتری به شهر می‌رود. تاجری او را به شرط چهل روز استراحت و یک روز کار سخت به خدمت می‌گیرد. روز کار سخت فرا می‌رسد جوان برای به دست آوردن سنگ‌هاي گرانقیمت خود را به خطر می‌اندازد اما حیوانات به او یاری مي‌رسانند. پسر دوباره با لباس مبدل به سراغ تاجر می‌رود و با ترفندی او را وادار به انجام همان عملی می‌کند که او دیگران را مجبور می‌کرده است.

 

 

جمع‌بندي

افسانه‌های لرستان دنبال اندیشه همت و تلاش جاری در فرهنگ ایرانی‌اند که خود را در چهره‌ای متعالی و وابسته به فرهنگ پایه خویش پیش روی مخاطبان قرار می‌دهند. در این افسانه‌ها بر کار و تلاش فردی و جمعی تکیه می‌شود اما از آن مهم‌تر بر اصل کمک‌رسانی و کسب رزق و روزی حلال تأکید می‌گردد. امری که حتی دلیلی برای دستیابی قهرمان داستان به جایگاه اقتصادی و منزلت اجتماعی متعالی است. از این روی حتی بهروزی قهرمان بی‌دلیل و غیرمنطقی نیست و بر محاسبات کاملاً عقلانی بنا گذاشته شده است و آن چیزی جز پیروزی اندیشه و عمل خیر در مقابل اندیشه شر نیست و چون تلاش کردن و زحمت کشیدن امری مرتبط با خیر است قهرمان به عنوان یک شخصیت مثبت این جایگاه را به دست می‌آورد و باز آن داستان مکرر پیروزی اهورا بر اهریمن تکرار می‌شود. شاید این موضوع چکیده تمام افسانه‌های ایرانی بدون در نظر گرفتن محتوا و شخصیت‌های آن باشد.

 

 

منابع

بهار، مهرداد (١٣٧٥) ادیان آسیایی، تهران: چشمه.

جهازی، ناهید (١٣٨٨) «شخصیت پردازی در افسانه‌هاي ایرانی»، فصلنامه فرهنگ مردم ایران، ش ١٧.

چیپک، یرژی (١٣٧٧) «درآمدی بر قصه‌های عامیانه فارسی»، ترجمه یعقوب آژند، فصلنامه ادبیات داستانی، ش ۴٩.

خدیش، پگاه (١٣٨٦) «نمود اجتماعی شخصیت در افسانه‌های ایرانی»، فصلنامه فرهنگ مردم، س 6، ش ٢٣.

دلاشو، م. لوفلر (١٣٦٦) زبان رمزی قصه‌های پریوار، تهران: توس.

روح‌الامینی، محمود (١٣٧۴) گرد شهر با چراغ، تهران: عطار.

مارزلف، اولریش (١٣٧٦) طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران: سروش.

هینلز، جان (١٣٧٧) شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: چشمه و آویشن.

یوسفی، غلامحسین (١٣٧٥) «افسانه‌های عامیانه»، فصلنامه کرمان، ش ٢٠ و ٢١.


منبع ذکر مقاله:سایت http://anthropology.ir/node/12773

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 11 فروردین1391 توسط مربی
چند مقاله مرتبط با تکنیک قوم نگاری را برای آموزش فراهم دیدم در صورتی که علاقند به آگاهی هستید دانلود کنید

فایل به صورت زیپ می باشد


دانلود


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردین1391 توسط مربی

عنوان پایان نامه

باز هم کار را ساده تر می کنیم ،فقط الهام بگیرید کپی نکنید. یک نگاه به این سایت بینداز


http://www.iranspdb.net

و


http://ijal.tmu.ac.ir



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 اسفند1390 توسط مربی
موضوعات را برایتان انتخاب کردیم برای استفاده دانلود و مورد مشاهده قرار دهید

دانلود کنید


نوشته شده در تاريخ شنبه 6 اسفند1390 توسط مربی

لیست سازمان های مردم نهاد و دولتی

به دلیل عدم قبول برای ارایه ، آن را به صورت فایل PDFآماده دانلود گذاشتیم برای دانلود آن روی گزینه دانلود کلیک کنید


دانلود


نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط مربی
پایان نامه عالی
گام اول
بهترین موضوعات موضوعاتی هستند که متناسب با زمان باشند و یا به اصطلاح به روز باشند و برگرفته از نیاز جامعه باشند برای این منظور می بایست به نیاز ها توجه کرد .

این کار را برایتان معمولا انجام می دهند کافیت به سایت همایش ها سری بزنی  . معمولا نیز ها را مدیران و برنا مه ریزان به شما می دهند
به این صفحهات نگاه کنید و الهام بگیرید اگر مشگلی داشتید به من تماس بگیرید. من خوشحال می شوم

همایش 1
همایش 2
همایش 3
همایش4
همایش 5


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 بهمن1390 توسط مربی
این بخش به زودی راه اندازی می شود شما هم همکاری کنید و موضوعات جلب را بفرستید


نوشته شده در تاريخ جمعه 23 دی1390 توسط مربی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • شریعتی
  • مرکز فروش لینک